رفتن به محتوای اصلی

ذهنیت دیجیتال و هوش‌مصنوعی برای رهبران نوشتار

هوش مصنوعی و امنیت ملی کشورها

هوش مصنوعی به عنوان یک فناوری تحول ‌آفرین در عصر دیجیتال نقشی اساسی در قدرت و امنیت ملی کشورها ایفا می‌کند. در دهه ‌های گذشته، فناوری ‌های نوینی مانند اینترنت و ماهواره‌ ها بر معادلات امنیتی اثرگذار بوده ‌اند؛ اما ورود هوش مصنوعی سرعت و مقیاس این تأثیرگذاری را بی ‌سابقه کرده است. امروز بسیاری از دولت ‌ها هوش مصنوعی را «فناوری راهبردی» قلمداد می ‌کنند که می‌ تواند موازنه ‌های قدرت را دگرگون کند. این پرسش مطرح است که آیا در عصر دیجیتال یک کشور می ‌تواند بدون برتری در حوزه هوش مصنوعی امنیت ملی خود را به‌ خوبی تأمین کند؟ شواهد و دیدگاه‌ های جهانی نشان می ‌دهد که پاسخ منفی است. رقابت فشرده ‌ای برای دستیابی به برتری در زمینه هوش مصنوعی میان قدرت ‌های بزرگ شکل گرفته است. در سال ۲۰۱۷ رئیس‌جمهور روسیه اظهار داشت «هر کس در این عرصه پیشتاز شود، فرمانروای جهان خواهد شد». همچنین ایالات متحده در اسناد راهبردی خود از هوش مصنوعی به عنوان فناوری کلیدی برای حفظ برتری نظامی یاد کرده و چین برنامه ملی بلندپروازانه‌ ای برای سرآمدی در هوش مصنوعی تا سال ۲۰۳۰ اعلام نموده است. این رویکردها بیانگر اجماع جهانی است که بدون سرمایه ‌گذاری و پیشرفت در هوش مصنوعی، کشورها در معرض ضعف امنیتی قرار می ‌گیرند. چرا که هوش مصنوعی بنیان اقتصاد نوآورانه آینده و سرچشمه توان جدیدی برای ملت ‌هایی خواهد بود که آن را به‌ خوبی مهار کنند. کشورهایی که از قافله عقب بمانند، نه تنها در رقابت اقتصادی، بلکه در مقابل انواع تهدیدات امنیتیِ تقویت ‌شده با AI آسیب‌ پذیرتر خواهند شد.

در این نوشتار ابتدا به اهمیت برخورداری از توانمندی‌ های برتر در حوزه هوش مصنوعی برای تأمین امنیت ملی پرداخته می ‌شود و تجربه ایالات متحده و چین به عنوان نمونه ‌های شاخص بررسی خواهد شد. سپس کاربردهای کلان هوش مصنوعی در ارتقای امنیت ملی را در سه عرصه امنیت سایبری، نظامی و اطلاعاتی مرور می‌ کنیم. در ادامه اقدامات و برنامه‌ های مهم کشورهای مختلف – با تاکید ویژه بر آمریکا و چین – در بهره‌ گیری از AI برای اهداف امنیتی تشریح شده و نمونه ‌هایی از پروژه ‌ها و ابتکارات ارائه می ‌گردد. در پایان نیز توصیه‌ هایی راهبردی برای کشورها در جهت تقویت امنیت ملی در پرتوی هوش مصنوعی مطرح خواهد شد.

 

اهمیت برتری در هوش مصنوعی برای امنیت ملی در عصر دیجیتال

امنیت ملی در دنیای امروز بیش از هر زمان دیگری با توان فناوری ‌های پیشرفته گره خورده است. هوش مصنوعی به دلیل قابلیت ‌هایی همچون سرعت پردازش فراتر از انسان، یادگیری خودکار از داده‌ های عظیم و تصمیم‌ گیری هوشمند در شرایط پیچیده، به ابزار قدرت جدیدی تبدیل شده است. برتری در این عرصه می‌ تواند شکاف ‌های سنتی میان کشورها را پر کرده یا معادلات رقابت را معکوس کند.

ایالات متحده به عنوان قدرت فناوری پیشرو، مدت‌ ها بر برتری فناورانه برای امنیت ملی خود تکیه داشت. در راهبرد دفاع ملی ۲۰۱۸ آمریکا تأکید شده که فناوری ‌هایی چون هوش مصنوعی برای حفظ برتری نظامی آمریکا حیاتی هستند. همین‌ طور در نسخه ۲۰۲۲ این راهبرد، بر تسریع بهره‌گیری از فناوری‌ های تجاری AI جهت پیشی گرفتن بر رقبا تأکید شده است. واشنگتن طی سال ‌های اخیر سرمایه‌گذاری‌ های هنگفتی در پژوهش و توسعه AI انجام داده و مراکز ویژه‌ ای را برای کاربردهای دفاعی این فناوری ایجاد کرده است. یک نمونه مهم، مرکز مشترک هوش مصنوعی (JAIC) است که در سال ۲۰۱۸ در پنتاگون تأسیس شد تا پروژه‌ های AI در حوزه دفاعی را هماهنگ و تسریع کند. آمریکا دریافته که حفظ جایگاه برتر خود در جهان مستلزم به‌ کارگیری گسترده هوش مصنوعی در همه ارکان قدرت ملی – از اقتصاد گرفته تا نیروهای مسلح – است. گزارش «کمیسیون امنیت ملی در حوزه هوش مصنوعی» در سال ۲۰۲۱ نیز هشدار داد که در صورت انفعال، ممکن است آمریکا طی یک دهه جایگاه رهبری خود را به چین واگذار کند و در برابر طیفی از تهدیداتِ تقویت ‌شده با هوش مصنوعی آسیب ‌پذیر شود.

از سوی دیگر، جمهوری خلق چین به سرعت در حال تبدیل شدن به رقیبی هم ‌طراز در عرصه فناوری‌ های نوین است. دولت چین در تابستان ۲۰۱۷ «برنامه توسعه هوش مصنوعی نسل جدید» را منتشر کرد که هدف آن تبدیل چین به رهبر بلامنازع هوش مصنوعی تا سال ۲۰۳۰ است. این استراتژی ملی، هوش مصنوعی را موتور رشد اقتصادی آینده و محور نوسازی ارتش آزادی‌ بخش خلق می ‌داند. رهبران چین معتقدند هوش مصنوعی کلید جنگ‌های هوشمند آینده است؛ به همین دلیل ارتش چین مفاهیمی مانند جنگ هوشمندانه را مطرح کرده که در آن هوش مصنوعی در همه سطوح فرماندهی و کنترل، سامانه ‌های تسلیحاتی و پشتیبانی رزمی ادغام می شود. پکن برای تحقق این چشم‌ انداز سرمایه‌ گذاری عظیمی در بخش‌ های تحقیقاتی و شرکت‌ های فناوری داخلی انجام داده است. چین به ویژه از مزیت داده‌ های انبوه و نیروی انسانی متخصص وسیع برخوردار است؛ مثلاً محدودیت‌ های کمتری در دسترسی به داده‌ های شهروندان دارد و سالانه تعداد زیادی مهندس AI تربیت می ‌کند. هرچند چین هنوز در برخی زمینه ‌های کلیدی مانند تراشه‌های پیشرفته نسبت به آمریکا عقب‌ تر است، اما با تلاش هماهنگ دولت و صنعت، این فاصله را به سرعت کم می ‌کند. دیدگاه چین این است که تفوق در هوش مصنوعی معادل تفوق در اقتصاد و امنیت آینده خواهد بود.

دیگر بازیگران مهم نیز اهمیت این عرصه را دریافته ‌اند. روسیه که منابع کمتری در اقتصاد فناوری‌ محور دارد، با وجود عقب ‌ماندگی نسبی، یک راهبرد ملی AI تصویب کرده (۲۰۱۹) و هدف‌گذاری کرده تا سال ۲۰۳۰ در بسیاری کاربردهای نظامی به کارگیری گسترده ‌ای از هوش مصنوعی داشته باشد. روس ‌ها به ویژه بر روباتیک نظامی و خودکارسازی تجهیزات تأکید دارند و تجربه جنگ اوکراین آنان را متوجه کاستی ‌هایشان در این زمینه کرده است. اتحادیه اروپا و کشورهای اروپایی نیز با اینکه شاید سرعت رقابت ابرقدرت‌ها را ندارند، اما با تدوین مقررات و چارچوب ‌های اخلاقی در صدد هدایت توسعه AI به شکلی مسئولانه هستند. برای مثال، بریتانیا در سال ۲۰۲۲ یک راهبرد اختصاصی برای هوش مصنوعی در دفاع منتشر کرد و مرکز AI دفاعی را برای تسریع به ‌کارگیری این فناوری در نیروهای مسلح خود راه ‌اندازی نمود. کشورهای فرانسه، آلمان و دیگر اعضای ناتو نیز پروژه‌ هایی را برای استفاده از AI در سامانه‌ های نظارتی، پهپادی و فرماندهی آغاز کرده ‌اند و بر همکاری با بخش خصوصی و استارتاپ‌ها تأکید دارند.

مجموع این تحولات نشان می ‌دهد که در رقابت جهانی جدیدی قرار داریم که برخی آن را «مسابقه تسلیحاتی هوش مصنوعی» می ‌نامند. البته عده ‌ای از کارشناسان با استعاره «مسابقه تسلیحاتی» کاملاً موافق نیستند، زیرا بر این باورند که AI صرفاً یک سلاح واحد نیست بلکه یک فناوری چندمنظوره است و رقابت در آن بیشتر به معنای رقابت نوآوری است. با این حال، از منظر امنیت ملی، کشورهایی که در بهره‌ گیری از این فناوری تعلل کنند، ریسک بزرگی را می‌ پذیرند. به گفته‌ یکی از فرماندهان سایبری آمریکا، تکیه صرف بر نیروی انسانی در برابر تهدیدات مدرن یک استراتژی بازنده است؛ چرا که سرعت و حجم حملات و اطلاعات در عصر دیجیتال به حدی است که بدون کمک هوش مصنوعی، دفاع مؤثر ناممکن خواهد بود. بنابراین برتری در هوش مصنوعی به یک مؤلفه تعیین‌ کننده قدرت ملی بدل شده است. هر کشوری که خواهان حفظ امنیت و منافع خود در صحنه بین ‌المللی است، باید برای کسب دانش، زیرساخت و توان AI تلاش کند؛ در غیر این صورت در برابر بازیگران مجهز به AI آسیب‌پذیر خواهد بود.

 

کاربردهای کلان هوش مصنوعی در ارتقای امنیت ملی

هوش مصنوعی یک فناوری همه ‌منظوره است که تقریباً در تمامی حوزه‌ های مرتبط با امنیت ملی کاربرد دارد. از جمع ‌آوری و تحلیل اطلاعات گرفته تا دفاع سایبری و هدایت سامانه ‌های جنگی، AI می‌تواند سرعت، دقت و اثربخشی اقدامات امنیتی را به شکل چشمگیری افزایش دهد. در این بخش، سه عرصه کلیدی و بااهمیت بیشتر که هوش مصنوعی در آنها نقش ‌آفرینی می‌کند، بررسی می‌ شود: امنیت سایبری، نظامی (دفاعی) و اطلاعاتی. لازم به ذکر است که این حوزه ‌ها از هم منفک نیستند و اغلب همپوشانی دارند؛ برای مثال، بسیاری از کاربردهای AI در ارتش مستلزم توان سایبری یا تحلیل اطلاعات است. با این حال، تفکیک آنها به درک بهتر نقش‌ های متنوع هوش مصنوعی در امنیت ملی کمک می ‌کند.

 

امنیت سایبری و جنگ سایبری

در دنیای متکی بر فناوری اطلاعات، حفاظت از فضای سایبری به اندازه دفاع از مرزهای فیزیکی اهمیت یافته است. شبکه ‌های ارتباطی، سامانه‌ های مالی، زیرساخت‌ های انرژی و سایر بخش ‌های حیاتی دائماً آماج حملات سایبری قرار دارند. هوش مصنوعی به یک سلاح دو لبه در این عرصه تبدیل شده است؛ هم ابزار جدیدی است برای مهاجمان سایبری و هم سپری قدرتمند است برای مدافعان.

از منظر دفاعی،AI  قادر است الگوهای غیرعادی و رفتارهای مشکوک را در شبکه‌ ها خیلی سریع‌ تر و دقیق‌ تر از روش‌های سنتی شناسایی کند. تا پیش از این، بیشتر سامانه ‌های امنیتی متکی بر شناسایی امضاهای شناخته‌ شده بدافزارها بودند؛ مهاجمان با کمی تغییر کد می‌ توانستند این دفاع‌ها را دور بزنند. اما اکنون سامانه ‌های مجهز به یادگیری ماشین می ‌توانند رفتارهایی که از الگوی معمول خارج هستند را رصد کرده و به حملات ناشناخته نیز پی ببرند. به عنوان نمونه، شرکت ‌های امنیتی از الگوریتم‌ های یادگیری عمیق برای پایش ترافیک شبکه سازمان ‌ها استفاده می‌کنند تا هرگونه رفتار غیرعادی (مثل دسترسی ناگهانی یک کاربر به حجم بالایی از داده یا تغییرات مشکوک در فایل ‌های سیستم) را بلافاصله علامت ‌گذاری کنند. این قابلیت «کشف ناهنجاری» به مدافعان امکان می ‌دهد به جای واکنش پس از رخنه، تهدیدات را در حین وقوع یا حتی قبل از اثرگذاری خنثی کنند.

نمونه‌ای جالب از توان AI در حوزه سایبری، رقابت مشهور «چالش بزرگ سایبری» دارپا در سال ۲۰۱۶ بود که طی آن هفت سیستم هوش مصنوعی در یک شبکه ایزوله ‌شده همزمان به دفاع و حمله پرداختند. این الگوریتم‌ ها به شکل خودکار آسیب‌ پذیری ‌های نرم‌افزاری را پیدا کرده و وصله می‌ کردند و همزمان در تلاش بودند نقاط ضعف سیستم‌ های رقیب را کشف کرده و نفوذ کنند. نتیجه شگفت‌آور بود: هوش مصنوعی توانست حفره ‌های امنیتی را ظرف چند ثانیه کشف و برطرف کند، در حالی که معمولاً ماه ‌ها طول می‌ کشد تا متخصصان انسانی چنین باگ‌ هایی را بیابند و پچ کنند. این آزمایش توانایی AI در انجام همزمان عملیات تدافعی و تهاجمی سایبری را به نمایش گذاشت. در آینده، احتمالاً بدافزارهای خودمختاری ظهور خواهند کرد که با بهره‌گیری از AI می ‌توانند به صورت پویا تغییر رفتار دهند و دفاع‌ ها را دور بزنند؛ در مقابل، سامانه‌ های دفاعی مبتنی بر AI نیز باید به طور مداوم از حملات یاد بگیرند و آنها را خنثی کنند.

از منظر تهاجمی، دولت ‌ها و گروه‌ های هکری می‌توانند از AI برای خودکارسازی و مقیاس ‌دهی حملات بهره بگیرند. برای مثال، یک بدافزار مجهز به یادگیری ماشین می‌ تواند با تحلیل واکنش‌های سیستم هدف، روش نفوذ خود را تطبیق دهد و مسیر کمینه مقاومت را انتخاب کند. یا در زمینه دیجیتال ‌جاسوسی، هوش مصنوعی قادر است رمزعبورهای ضعیف را سریع‌ تر کرک کند، صدها هزار ایمیل و مکالمه شنودشده را تحلیل و گزینش نماید و حتی در جعل محتوا (deepfake) برای فریب افکار عمومی یا تخریب وجهه شخصیت‌ها به کار رود. تاکنون چندین مورد سوءاستفاده از فناوری دیپ‌فیک گزارش شده است؛ هرچند هنوز به شکل گسترده در نزاع ‌های دولتی به کار نرفته، اما کارشناسان هشدار می‌دهند که در جنگ ‌های اطلاعاتی آینده،AI  می ‌تواند تولید اخبار و تصاویر کاملاً جعلی را در مقیاس انبوه ممکن کند. این خود نوعی تهدید امنیت ملی است که باید با ترکیبی از فناوری تشخیص AI و آموزش سواد رسانه‌ای با آن مقابله کرد.

به طور خلاصه، در حوزه سایبری سرعت و مقیاس حرف اول را می‌ زند. هوش مصنوعی این امکان را می‌دهد که از حجم عظیم داده‌ ها در شبکه ‌ها و لاگ‌ های امنیتی، الگوهای ظریف تهدید استخراج شود و پاسخ به رخدادها از حالت واکنشی و انسانی به حالت پیش‌ دستانه و خودکار تغییر یابد. یک فرمانده سایبری آمریکا تصریح کرده بود که بدون بهره‌گیری از AI و یادگیری ماشین، دفاع از شبکه ‌های گسترده همواره یک گام عقب ‌تر خواهد بود. به همین دلیل است که ارتش ‌ها و نهادهای امنیتی به سرعت در حال ادغام AI در سامانه ‌های عملیات امنیت سایبری خود هستند؛ از فیلتر کردن بدافزار و هرزنامه گرفته تا شکار تهدیدات پنهان در سیستم ‌ها. همچنین حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی مانند شبکه برق و حمل‌ونقل در برابر حملات، نیازمند سامانه‌های کنترلی است که با کمک هوش مصنوعی بتوانند هرگونه رخداد غیرعادی را فورا تشخیص داده و اقدام متقابل (مثل ایزوله‌ کردن بخش معیوب شبکه) انجام دهند.

 

کاربردهای نظامی هوش مصنوعی

حوزه نظامی شاید بارزترین عرصه ‌ای باشد که رقابت برای به ‌کارگیری هوش مصنوعی در آن جریان دارد. قدرت ‌های نظامی بزرگ معتقدند AI می ‌تواند چهره جنگ را دگرگون کند؛ به‌گونه‌ای که از آن به عنوان یک «انقلاب در امور نظامی» یاد می ‌کنند. کاربردهای AI در ارتش بسیار گسترده است و از پشتیبانی تصمیم‌ گیری فرماندهان تا هدایت سلاح‌ های خودمختار را در بر می‌گیرد. در این قسمت مهم‌ ترین جنبه ‌های نفوذ هوش مصنوعی در امور نظامی را بررسی می ‌کنیم:

الف) هوش مصنوعی در شناسایی، نظارت و تجسس: نیروهای نظامی برای آگاهی از وضعیت میدان نبرد و رصد تحرکات دشمن متکی به جمع‌ آوری انبوهی از اطلاعات تصویری، سیگنالی و … هستند. هوش مصنوعی توانسته تحولی در سرعت و دقت تحلیل اطلاعات نظامی ایجاد کند. به عنوان نمونه، وزارت دفاع آمریکا در پروژه‌ای به نام می‌ون (Project Maven) از الگوریتم ‌های بینایی ماشین برای تحلیل فیلم‌ های پهپادهای شناسایی در عراق و سوریه بهره گرفت. پیش از آن، تحلیل چندین ساعت ویدئوی پهپاد برای یافتن اهداف (مثلاً خودروهای مشکوک به حمل سلاح) کار وقت ‌گیر ده‌ ها تحلیل ‌گر بود. اما AI آموزش ‌دیده بر روی نمونه ‌های متعدد توانست به طور خودکار نفرات و اشیاء را در تصاویر تشخیص داده و اهداف مهم را هایلایت کند. این باعث شد فرآیند شناسایی اهداف داعش در فیلم ‌های پهپادها چند برابر سریع ‌تر شود. در ارتش ‌های دیگر نیز چنین کاربردی رایج شده است؛ برای مثال، چین سامانه ‌های نظارتی با AI را توسعه می‌ دهد که می ‌توانند حجم عظیم تصاویر ماهواره ‌ای و ویدئوهای دوربین‌ها را پالایش کرده و موارد حائز اهمیت (مثل حرکت واحدهای زرهی دشمن یا تجمعات غیرعادی) را فوراً به فرماندهان گزارش دهند.

ب) فرماندهی و کنترل هوشمند: تصمیم‌ گیری سریع و صحیح در میدان جنگ یک مزیت حیاتی است.  AI  می ‌تواند با ترکیب داده‌ های متنوع از حسگرهای مختلف، یک تصویر واحد جامع از وضعیت ارائه دهد که به تصویر عملیاتی مشترک شهرت دارد. نیروهای مسلح آمریکا در حال کار روی مفهوم فرماندهی و کنترل چند-بُعدی (MDC۲) هستند که طی آن داده‌ های حوزه زمینی، هوایی، دریایی، سایبری و فضایی توسط هوش مصنوعی به صورت یکپارچه تحلیل شده و به شکل ساده به تصمیم ‌گیرندگان نمایش داده می ‌شود. برای مثال، اگر در صحنه نبرد اطلاعاتی از ماهواره، پهپاد، رادار زمینی و گزارش یگان‌ های پیاده به دست برسد، AI  می‌تواند همه این داده ‌ها را تطبیق و تلفیق کند و تناقضات را برطرف سازد و نهایتاً یک نقشه واحد از موقعیت نیروهای خودی و دشمن ارائه کند. این کاهش مه‌ زمان جنگ (fog of war) به فرمانده امکان واکنش سریع‌تر و دقیق‌تر می‌ دهد.

بعلاوه، هوش مصنوعی قادر است گزینه ‌های بهینه را پیش‌ بینی و پیشنهاد کند. در وضعیت ‌هایی که تصمیمات پیچیده ‌ای مانند چگونگی استفاده از آتش پشتیبانی یا جابجایی نیروها مطرح است، الگوریتم ‌های پیشرفته می‌ توانند با شبیه‌سازی سریع سناریوهای ممکن، پیامدهای هر اقدام را ارزیابی کرده و بهترین Course of Action را پیشنهاد دهند. اگرچه هنوز تصمیم نهایی با انسان است، اما این توصیه ‌های مبتنی بر تحلیل انبوه داده ‌ها می‌تواند سرعت تصمیم‌ گیری را بسیار بالاتر ببرد. البته پذیرش این توصیه ‌ها توسط فرماندهان سنتی، چالشی فرهنگی است و ارتش‌ ها در حال آموزش نیروی انسانی برای اعتماد و همکاری مؤثر با AI هستند.

ج) خودمختاری در سامانه‌های نظامی: شاید تصویری‌ ترین نمود هوش مصنوعی در میدان نبرد، وسایل نقلیه و سلاح‌ های خودمختار باشد. امروزه همه شاخه‌ های نظامی به دنبال بهره‌ گیری از خودروها، کشتی‌ ها و به ‌ویژه پهپادهای خودران هستند. به کمک AI، یک پهپاد می ‌تواند مسیرش را به سمت هدف پیدا کرده، از برخورد با موانع اجتناب کند و حتی به طور گروهی با سایر پهپادها همکاری نماید. در نیروی هوایی آمریکا پروژه‌ ای به نام بال وفادار آزمایش شده که طی آن یک جنگنده قدیمی F-۱۶ با افزودن هوش مصنوعی نقش هواپیمای بدون ‌سرنشین همراه را برای یک جنگنده پیشرفته مثلاً F-۳۵ ایفا می‌کند. این «همبال خودران» می‌تواند وظایفی همچون ایجاد اختلال الکترونیک یا حمل تسلیحات اضافی را بر عهده بگیرد و با استقلال عمل نسبی در کنار هواپیمای با سرنشین عمل کند. نمونه چینی مشابهی موسوم به FH-۹۷A نیز در دست توسعه است.

روی دریا، نیروی دریایی آمریکا قایق ‌های گشتی خودران را آزموده که به صورت گروهی محدوده‌ای را گشت می‌زنند و در صورت کشف تهدید (مثل قایق انتحاری)، به‌طور خودکار آن را محاصره و متوقف می‌کنند. نیروی زمینی و تفنگداران دریایی نیز نمونه‌هایی از خودروهای زمینی بدون‌ سرنشین آزمایش کرده‌ اند که قادرند دنبال سربازان حرکت کرده و تدارکات حمل کنند یا پیشاپیش یگان برای کشف مین ‌ها و تله ‌های انفجاری بروند. هرچند فعلاً اغلب این سامانه ‌ها نیمه ‌خودران هستند (اپراتور انسانی بر آنها نظارت دارد)، اما روند کلی به سمت افزایش درجه خودمختاری است تا جایی که در افق دهه آینده شاهد واحدهای ترکیبی انسان و ربات در میدان نبرد خواهیم بود.

د) تسلیحات خودکار کشنده: بحث ‌برانگیزترین جنبه استفاده نظامی از AI، سلاح ‌هایی است که می ‌توانند خودشان هدف را انتخاب و شلیک کنند. در حال حاضر موضع رسمی بسیاری از کشورها (از جمله آمریکا) این است که همواره باید یک انسان در چرخه تصمیم شلیک حضور داشته باشد. وزارت دفاع آمریکا در دستورالعمل ۳۰۰۰.۰۹ تصریح کرده که سیستم‌های تسلیحاتی باید طوری طراحی شوند که فرماندهان سطح مناسبی از قضاوت انسانی را بر کاربرد نیروی کشنده اعمال کنند. بنابراین سلاحی که کاملاً بدون دخالت انسان، انسان دیگری را هدف قرار دهد، فعلاً از سوی پنتاگون ممنوع شده است. کشورهایی مانند روسیه و تا حدی چین موضع شفاف و محدوده‌ گذاری مشابهی ندارند. چین در محافل بین‌ المللی معمولاً از تنظیم مقررات درباره سلاح ‌های خودمختار حمایت لفظی کرده، اما راه را برای توسعه آنها باز گذاشته است. روسیه نیز علناً بر روی پلتفرم‌ های خودکاری مانند تانک کوچک اوران-۹ یا سامانه‌ های پدافند هوایی خودکار کار می‌کند و تمایل کمتری برای محدودسازی نشان داده است. این تفاوت رویکردها نگرانی‌هایی از رقابت تسلیحاتی جدید ایجاد کرده است: اگر یک دشمن بالقوه به سلاح ‌های کاملاً خودکار دست یابد، آیا قدرت‌ های دیگر می‌توانند از نظر اخلاقی صرفنظر کرده و عقب بمانند؟ بسیاری استدلال می‌کنند که چنانچه رقیبان به چنین سلاح ‌هایی دست یابند، فشار برای دنبال کردن آن اجتناب ‌ناپذیر می‌شود.

در هر حال، AI  حتی بدون تفویض اختیار آتش نیز کاربردهای مرگباری دارد. به عنوان مثال، یک سامانه هوش مصنوعی می‌تواند اهداف را در میدان جنگ سریع ‌تر از انسان تشخیص داده و به توپخانه یا موشک‌ های خودکار جهت شلیک پیشنهاد دهد. همین حالا گزارش شده که در جنگ اوکراین، سیستم‌ های مبتنی بر AI که توسط شرکت‌های فناوری غربی مثل Palantir ارائه شده به ارتش اوکراین کمک کرده‌اند تا مخابرات و تحرکات نیروهای روسیه را رهگیری، ترجمه و تحلیل کند و محل اهداف مهم را برای حمله مشخص سازد. بدین ترتیب هوش مصنوعی به شکل یک «تسریع ‌کننده حلقه کشتار» عمل می‌کند؛ یعنی چرخه شناسایی تا درگیری را کوتاه و کارآمد می‌سازد. چنین سرعتی که گاه از آن به جنگ فرابشری (Hyperwar) تعبیر می‌شود، انسان را عملاً از برخی تصمیم‌ گیری‌های لحظه‌ ای کنار می ‌گذارد. مثلاً در دفاع ضدموشکی یا ضدبالستیک، زمان واکنش آنقدر کوتاه است که سیستم‌های خودکار مانند گنبد آهنین اسرائیل یا سامانه‌های مشابه ناگزیرند در شلیک به موشک‌ های ورودی کاملاً خودکار عمل کنند، زیرا فرصتی برای صبر بر تأیید انسانی نیست. این روند احتمالاً گسترش خواهد یافت و ساحت ‌هایی از جنگ که سرعت حرف اول را می ‌زند به دست AI سپرده خواهد شد.

پشتیبانی، لجستیک و آموزش: هوش مصنوعی علاوه بر صحنه نبرد، در پشت صحنه نیز می‌ تواند نیروی مضاعفی برای ارتش‌ ها باشد. یکی از کاربردهای مهم، نگهداری پیشگویانه تجهیزات است؛ یعنی استفاده از AI برای پیش‌ بینی اینکه کدام قطعه‌ یک هواپیما یا تانک در چه زمانی احتمال خرابی دارد تا پیش از وقوع مشکل، آن را تعویض یا تعمیر کنند. ارتش ‌ها با انبوهی از سخت‌افزار مواجه‌ اند و خرابی غیرمنتظره آنها می ‌تواند مأموریت ‌ها را مختل کند. اما الگوریتم‌ های یادگیری، با تحلیل داده ‌های حسگرهای نصب‌شده روی ماشین‌آلات، الگوهای فرسایش یا لرزش غیرعادی را تشخیص می ‌دهند و زودتر از انسان به نزدیک شدن زمان خرابی پی می ‌برند. این امر آمادگی عملیاتی را افزایش و هزینه‌ های نگهداری را کاهش می‌دهد.

در عرصه آموزش نظامی، تکنیک ‌های AI برای ایجاد شبیه ‌سازهای واقعیت مجازی هوشمند به کار گرفته می‌شود. سربازان می ‌توانند در محیط ‌های مجازی که توسط AI پویاسازی می‌شود، تمرین کنند؛ مثلاً یک هوش مصنوعی نقش دشمن را در مانورها بازی کرده و واکنش ‌های متنوعی از خود نشان می ‌دهد که نیروها را با طیف وسیعی از سناریوها آشنا می‌کند. همچنین در سطوح بالاتر، از AI برای شبیه ‌سازی سناریوهای پیچیده جنگی و بازی ‌های جنگی (War-gaming) استفاده می ‌شود تا استراتژیست ‌ها بتوانند احتمالات مختلف را محک بزنند. این شبیه ‌سازی‌ ها می‌تواند شامل هزاران عامل مجازی باشد که هر یک با هوش مصنوعی هدایت می‌ شوند و بنابراین واقع ‌نمایی بیشتری نسبت به مدل ‌های سنتی دارند.

و) چالش‌ ها و ملاحظات: البته به ‌کارگیری گسترده AI در امور نظامی چالش ‌های خاص خود را دارد. یکی از آنها مسئله اعتماد و قابل‌ پیش ‌بینی بودن است. سیستم‌ های یادگیری عمیق گاهی مانند «جعبه سیاه» عمل می‌ کنند و توضیح ‌دادن علت تصمیم آنها دشوار است. در شرایط حساس نظامی، فرماندهان نیاز دارند بدانند چرا AI یک هدف را تهدید تشخیص داده یا یک راهکار را پیشنهاد کرده است. عدم شفافیت الگوریتم ممکن است تردید در استفاده ایجاد کند. همچنین ترس از خطاهای فاجعه ‌بار وجود دارد؛ مثلاً یک AI ممکن است تحت شرایطی غیرعادی دچار اشتباه در تشخیص دوست از دشمن شود. حوادث کوچکی از این دست در آزمایش‌ ها رخ داده (برای مثال، الگوریتم‌ های تشخیص تصویر گاهی اشیاء بی ‌ضرر را به ‌اشتباه سلاح تعبیر کرده‌اند). برای کاهش این نگرانی، تحقیقات زیادی بر روی AI قابل توضیح (XAI) در جریان است و ارتش‌ ها فعلاً تمایل دارند هوش مصنوعی را در نقش یاور انسان به کار گیرند نه جایگزین کامل تصمیم ‌گیرنده انسانی.

چالش دیگر، آسیب ‌پذیری AI در برابر فریبکاری است. سیستم‌ های AI خود می ‌توانند هدف حملات خصمانه الگوریتمی قرار گیرند؛ مثلاً با ورودی‌ های دستکاری‌ شده که باعث شود در تشخیص به خطا بیفتند (نمونه معروف، تصاویر با نویز خاص که شبکه عصبی را گمراه می‌کند). دشمن می‌ تواند از این ضعف برای فریب سامانه ‌های شناسایی خودکار استفاده کند؛ مثلاً پوششی طراحی کند که تانک را برای دوربین هوشمند شبیه خودروی سواری جلوه دهد. لذا ارتش‌ ها باید بر روی مقاوم‌ سازی مدل ‌های AI در برابر این گونه حملات کار کنند.

با همه این اوصاف، تصویر کلی این است که هوش مصنوعی به جزئی جدایی ‌ناپذیر از قدرت نظامی مدرن تبدیل خواهد شد. همانطور که در گذشته موتور جت، تسلیحات هدایت ‌شونده دقیق یا ارتباطات ماهواره‌ ای مزیت‌ های نوینی خلق کردند، اکنون AI چنین نقشی پیدا کرده است. کارشناسان بر این باورند که AI در کوتاه ‌مدت اثرات تدریجی و تکاملی (مثلاً بهبود کارایی سیستم ‌ها) خواهد داشت، اما در بلندمدت تغییراتی انقلابی را موجب می‌شود که ممکن است اصول جنگ را بازتعریف کند. کشورهایی که از هم‌ اکنون برای این دگرگونی آماده شوند، امنیت ملی قوی ‌تر و بازدارندگی بیشتری خواهند داشت.

 

هوش مصنوعی در حوزه اطلاعات و امنیت داخلی

عرصه اطلاعات (استخبارات) قلب تصمیم‌ گیری امنیتی یک کشور است. توان کشف و تحلیل به‌ موقع تهدیدات، تفکیک سیگنال ‌های واقعی از انبوه نویز اطلاعاتی، و پیش‌ بینی تحرکات دشمن یا چالش‌ های آتی، همگی به داشتن سیستم اطلاعاتی کارآمد بستگی دارد. حجم داده ‌هایی که امروز در اختیار سرویس ‌های اطلاعاتی است، به یمن فناوری ‌های دیجیتال، به طور انفجاری رشد کرده است – از رهگیری ارتباطات الکترونیک تا تصاویر ماهواره‌ ای با وضوح بالا و محتوای شبکه ‌های اجتماعی. هوش مصنوعی ابزار ضروری برای مدیریت و بهره‌ برداری از این حجم عظیم اطلاعات است.

در تجزیه‌ و تحلیل اطلاعاتی،AI  قادر است کار صدها تحلیل ‌گر انسانی را در زمان کوتاهی انجام دهد. به عنوان مثال، سازمان ‌های اطلاعاتی از الگوریتم‌ های پردازش زبان طبیعی برای ترجمه و خلاصه ‌سازی خودکار حجم انبوهی از مکالمات شنودشده یا اسناد متنی استفاده می ‌کنند. پیشرفت در ترجمه ماشینی و تشخیص گفتار باعث شده است که اگر گفت‌ و گویی به زبانی ناآشنا ضبط شود،AI  بتواند به سرعت آن را به زبان مأمور اطلاعاتی ترجمه کند و حتی نکات کلیدی آن را برایش برجسته نماید. این اتوماسیون تحلیل اولیه کمک می ‌کند تا متخصصان انسانی به جای اتلاف وقت روی اطلاعات کم ‌اهمیت، بر موارد حساس تمرکز کنند.

یک نمونه عملی، پلتفرم «OSIRIS» در سازمان سیا است. این سیستم مبتنی بر یک مدل هوش مصنوعی زبانی بزرگ مانند GPT طراحی شده و میلیون ‌ها داده متن باز (اخبار، شبکه‌ های اجتماعی، گزارش ‌های علنی و …) را پایش کرده و خلاصه ‌های موضوعی و تحلیلی ارائه می‌ کند. مأموران اطلاعاتی می ‌توانند با یک چت ‌بات در این پلتفرم تعامل کنند و درباره یک کشور یا گروه تروریستی پرس ‌و جو کنند و   OSIRIS با تکیه بر حجم عظیم داده ‌ها، پاسخ‌ های مبتنی بر شواهد و جمع ‌بندی‌ شده ارائه می‌ دهد. البته تولید ارزیابی نهایی همچنان بر عهده کارشناسان است، اما AI نقش دستیار پژوهشی فوق ‌سریع را ایفا می‌ کند که می ‌تواند روابط پنهان میان داده‌ ها را آشکار کند.

در حوزه ضدجاسوسی و امنیت داخلی نیز AI کاربرد فزاینده‌ ای دارد. برای مثال، نهادهای امنیتی برای بررسی پیشینه افراد و شناسایی تهدیدهای داخلی از یادگیری ماشین استفاده می ‌کنند. در کشورهایی مانند آمریکا روزانه ده‌ ها هزار استعلام امنیتی برای استخدام در مراکز حساس یا صدور مجوز دسترسی طبقه ‌بندی‌ شده انجام می ‌شود. هوش مصنوعی می ‌تواند با بررسی خودکار بانک‌ های اطلاعاتی (سوابق کیفری، مالی، ارتباطات مشکوک و …)، پرونده متقاضی را غربال کرده و موارد خطرساز را پرچم کند. یکی از مدیران سازمان اطلاعات دفاعی آمریکا اعلام کرده که آنها روزانه حدود ۱۰ هزار بررسی پیشینه انجام می ‌دهند و هوش مصنوعی کمک می‌ کند تا این فرآیند با دقت و تمرکز بیشتر روی موارد حساس انجام شود.

در قلمرو امنیت عمومی و پلیس نیز فناوری AI نقش مهمی یافته است. هرچند این حوزه مستقیماً امنیت ملی بیرونی نیست، ولی برای بسیاری کشورها حفظ ثبات داخلی بخشی از امنیت ملی شمرده می ‌شود. هوش مصنوعی در نظارت شهری مثلاً تشخیص چهره در تصاویر دوربین ‌ها برای یافتن مجرمان تحت تعقیب، پیش‌ بینی جرم (تحلیل داده‌ های جرائم گذشته برای گشت ‌های هدفمند پلیس)، و مدیریت بحران ‌ها (مثلاً تحلیل شبکه ‌های اجتماعی برای هشدار سریع از ناآرامی‌ ها یا حملات تروریستی احتمالی) به کار گرفته می‌ شود. نمونه ‌ای شناخته‌شده، سیستم گسترده نظارت تصویری در چین است که با کمک AI هویت افراد را تشخیص می ‌دهد و برای کنترل جمعیت و جلوگیری از حوادث امنیتی توسط دولت چین مورد استفاده قرار می‌ گیرد. این سطح از نفوذ البته مباحث حقوق‌ بشری و حریم خصوصی را مطرح کرده، اما از دید حکومت چین ابزاری برای تضمین ثبات و امنیت ملی است.

هوش مصنوعی همچنین در مقابله با تهدیدات نوظهور اطلاعاتی اهمیت دارد. به عنوان نمونه، در سال ‌های اخیر کارزارهای «اطلاعات نادرست» و تبلیغات مخرب که اغلب با هدف تضعیف انسجام داخلی کشورها یا تأثیر بر انتخابات صورت می‌گیرد، به یک نگرانی امنیتی بدل شده است. AI می‌ تواند هم به تولید این محتواهای جعلی کمک کند (مثلاً تولید انبوه پست‌ های دروغین توسط بات ‌ها) و هم در شناسایی و خنثی‌ سازی آنها به کار آید. شبکه ‌های اجتماعی و شرکت ‌های فناوری در حال استفاده از الگوریتم‌ هایی هستند که رفتار غیرطبیعی (مانند ربات ‌های اینترنتی) یا ویدئوهای دیپ ‌فیک را تشخیص داده و حذف کنند. نهادهای اطلاعاتی نیز از AI برای رصد عملیات نفوذ دیجیتال دشمنان بهره می ‌گیرند؛ مثلاً شناسایی اینکه یک کمپین ترند شده در فضای مجازی، ریشه در عملیات سازمان ‌یافته خارجی دارد یا خیر. این توانمندی برای امنیت ملی حائز اهمیت است، زیرا جنگ شناختی اکنون به ابزاری رایج تبدیل شده و کشورها می‌ کوشند از طریق دستکاری اطلاعات، رقبای خود را تضعیف کنند. دفاع در این جبهه نیازمند چابکی و دقتی است که بدون هوش مصنوعی میسر نیست.

در مجموع، در حوزه اطلاعاتی، هوش مصنوعی به عنوان ضریب‌ افزاینده قدرت تحلیلی سازمان‌ های امنیتی عمل می ‌کند. بسیاری از وظایف زمان ‌بر و تکراری در چرخه استخبارات (مانند پایش اخبار، شنود، ترجمه، مرتب‌ سازی داده ‌ها) را AI می‌ تواند انجام دهد و انسان‌ ها را برای وظایف سطح بالاتر آزاد کند. افزون بر این، AI  قادر است از دل داده ‌هایی که برای ذهن انسان بیش از حد عظیم یا پیچیده‌ اند، الگوهای راهبردی و پیش‌ رونده را استخراج کند. مثلاً در حوزه پیش‌بینی تهدیدات، مدل ‌های یادگیری می ‌توانند ترکیبی از شاخص ‌های آشوب اجتماعی، تحرکات تسلیحاتی و … را تحلیل کرده و هشدار زودهنگام درباره احتمال وقوع کودتا یا حمله تروریستی بدهند. هرچند این پیش‌بینی ‌ها قطعی نیستند، اما به تصمیم‌ گیران امکان می‌دهد برنامه ‌ریزی پیشگیرانه داشته باشند.

در کنار مزایا، مسئله صحت و قابل اعتماد بودن اطلاعات هم مطرح است. AI اگر روی داده‌ های مغشوش یا متقلبانه آموزش ببیند، خروجی‌ های گمراه‌کننده خواهد داد. بنابراین، سرویس‌ های اطلاعاتی باید همواره انسان را در حلقه تحلیل نگه دارند تا بصیرت و تجربه انسانی بر نتیجه نهایی اعمال شود. همچنین اخلاقیات در کاربرد داخلی AI اهمیت دارد – مثلاً جلوگیری از تعدی به حریم خصوصی شهروندان. این‌ها مواردی است که در توصیه ‌های سیاستی اکثر کشورها به آن توجه شده و چارچوب ‌های حقوقی برای استفاده مسئولانه از AI در حال شکل ‌گیری است.

با در نظر گرفتن این ملاحظات، هوش مصنوعی اکنون تبدیل به دست راست تحلیل‌ گران اطلاعاتی شده و در آینده نزدیک شاید به شکل دستیارهای هوشمند مجازی، بخشی جدایی ‌ناپذیر از هر واحد اطلاعاتی باشد. بدیهی است کشوری که این قابلیت را توسعه ندهد، در جنگ داده ‌ها و رقابت اطلاعاتی عرصه را به حریفان واگذار خواهد کرد.

 

اقدامات و رویکردهای آمریکا و چین در بهره‌ گیری از هوش مصنوعی برای امنیت ملی خود

در سال ‌های اخیر بسیاری از کشورها استراتژی‌ها و برنامه‌های ویژه ‌ای برای به کارگیری AI در حوزه‌ های دفاعی و امنیتی تدوین کرده‌ اند. در این میان، ایالات متحده آمریکا و چین بیشترین سرمایه‌ گذاری و فعالیت را داشته‌اند و رقابت اصلی بین این دو قدرت جریان دارد. در کنار آنها، کشورهای اروپایی، روسیه، و برخی قدرت ‌های منطقه ‌ای نیز طرح‌ های قابل توجهی در این زمینه پیش می ‌برند. در این بخش نگاهی تطبیقی به اقدامات دو کشور آمریکا و چین خواهیم داشت.

 

ایالات متحده آمریکا

آمریکا به عنوان کشوری که بخش اعظم اختراعات و پیشرفت‌ های هوش مصنوعی در بخش خصوصی آن انجام شده، از میانه دهه ۲۰۱۰ متوجه اهمیت راهبردی AI گردید. وزارت دفاع آمریکا در سال ۲۰۱۸ با صدور یک راهبرد جامع هوش مصنوعی بر لزوم تسریع در کاربرد این فناوری در نیروهای مسلح تأکید کرد. سپس در سال ۲۰۱۹ نسخه خلاصه آن منتشر شد تحت عنوان مهار قدرت AI برای پیشبرد امنیت که نقشه راه پنتاگون در این حوزه بود. مهم ‌ترین اقدام سازمانی، تأسیس مرکز مشترک هوش مصنوعی (JAIC)  بود که مستقیماً زیر نظر وزارت دفاع به هماهنگی پروژه‌های AI در تمام شاخه ‌های ارتش می ‌پردازد. این مرکز طی مدت فعالیت خود (۲۰۱۸ تا ۲۰۲۱) ده‌ ها پروژه از تشخیص اهداف در تصاویر گرفته تا کاربرد AI در مراقبت ‌های بهداشتی نیروها را اجرا کرد. در سال ۲۰۲۱ این مرکز در ساختار بزرگ‌تری ادغام شد به نام دفتر رئیس دیجیتال و هوش مصنوعی که نشانگر تصمیم پنتاگون برای ارتقای سطح توجه به فناوری ‌های دیجیتال و هوش مصنوعی بود.

از منظر مالی، بودجه ‌های دفاعی آمریکا رقم فزاینده ‌ای را به پژوهش ‌های AI اختصاص دادند. بر اساس ارزیابی‌ها، بودجه غیرمحرمانه AI وزارت دفاع آمریکا از حدود ۶۰۰ میلیون دلار در ۲۰۱۶ به نزدیک ۲ میلیارد دلار در ۲۰۲۴ افزایش یافته و صدها برنامه فعال در زمینه ‌های مختلف در دست بوده است. علاوه بر بودجه اختصاصی، بخش قابل توجهی از اعتبارات نوآوری دفاعی (شامل حوزه‌های فضای سایبری، الکترونیک، فضایی و غیره) نیز به پروژه‌ هایی گره خورده که AI عنصر کلیدی آنهاست.

در سطح راهبردی، کاخ سفید و کنگره آمریکا نیز اقداماتی انجام دادند تا هماهنگی کل دولت در این حوزه حفظ شود. به عنوان نمونه، در سال ۲۰۱۹ ستاد ملی AI تشکیل شد و کاخ سفید برنامه «AITF» را برای تقویت آموزش هوش مصنوعی، ارتقای همکاری دولت و صنعت و تنظیم اصول اخلاقی AI اعلام کرد. همچنین کمیسیون امنیت ملی هوش مصنوعی با ریاست مشترک اریک اشمیت (مدیرعامل سابق گوگل) و باب ورک (معاون اسبق وزارت دفاع) تشکیل شد که طی دو سال بررسی، گزارشی جامع با بیش از ۷۵۰ صفحه در مارس ۲۰۲۱ منتشر کرد. این گزارش ضمن ارزیابی عقب‌ ماندگی‌های دولت در حوزه AI، توصیه‌های متعددی برای حفظ رقابت ‌پذیری AI آمریکا در برابر چین ارائه نمود – از جمله افزایش بودجه تحقیقاتی به ده‌ها میلیارد دلار، تربیت نیروی کار متخصص، بازنگری در قوانین مهاجرت برای جذب استعدادهای خارجی هوش مصنوعی، و توسعه همکاری‌ های بین ‌المللی در زمینه هوش مصنوعی.

در نیروهای مسلح آمریکا، پروژه‌ های شاخصی در زمینه هوش مصنوعی پیگیری شده است. به ‌جز Project Maven  که پیش ‌تر ذکر شد، دارپا (آژانس پروژه‌ های تحقیقاتی پیشرفته دفاعی) برنامه‌ های بلندپروازانه ‌ای همچون مبارزه هوایی خودکار (ACE) را اجرا کرده که در آن الگوریتم‌ های AI به نبرد شبیه‌ سازی ‌شده هوایی با خلبانان انسان پرداختند. نتیجه جذاب بود: در یک رقابت در سال ۲۰۲۰، یک AI  موفق شد در ۵ نوبت پیاپی یک خلبان با تجربه F-۱۶ را در نبرد مجازی شکست دهد. این دستاورد نشان داد AI می ‌تواند در محیط‌ های تعریف ‌شده (مثل نبرد نزدیک هوایی) تاکتیک‌ هایی را در پیش گیرد که حتی خلبانان کارکشته را مغلوب کند. چنین نتایجی پشتیبان سرمایه‌ گذاری بیشتر پنتاگون روی پروژه‌ های مشابه شده است.

همچنین آزمایش‌ های گسترده‌ ای روی پهپادهای خودمختار و جنگ شبکه‌ محور انجام شده است. نیروی هوایی آمریکا در سال ۲۰۲۳ اعلام کرد که برای اولین بار یک جت آموزشی را کاملاً تحت کنترل AI  به پرواز درآورده است. در رزمایش‌ های نیروی زمینی، دسته ‌هایی از پهپادهای کوچک با کمک AI به صورت خودکار منطقه ‌ای را جستجو و اهداف را شناسایی کردند. نیروی دریایی نیز برنامه مفصلی به نام Ghost Fleet  دارد که ناوگان کوچکی از کشتی ‌های بدون سرنشین را برای مأموریت‌ های شناسایی و حتی رزمی توسعه می‌ دهد.

از جنبه همکاری ‌های بین ‌المللی، آمریکا در چارچوب ناتو و نیز مشارکت‌های خاص مثل AUKUS (ائتلاف فناوری آمریکا – انگلیس – استرالیا) موضوع AI دفاعی را پیگیری می ‌کند. ناتو در سال ۲۰۲۱ برای اولین بار یک راهبرد هوش مصنوعی تصویب کرد که هدف آن هماهنگ‌ سازی استانداردها و تسریع به‌ کارگیری AI در نیروهای متحد است. اصول استفاده مسئولانه از AI (شامل حاکمیت قانون، قابل ‌ردیابی بودن، امنیت و غیره) نیز به تصویب وزرای دفاع ناتو رسید تا اعضا خط ‌مشی مشترکی داشته باشند. در AUKUS نیز یکی از محورهای همکاری، سیستم ‌های خودمختار و هوش مصنوعی عنوان شده است. این اقدامات نشان می‌دهد آمریکا می‌ کوشد با اتکا بر شبکه متحدان خود، نوعی بلوک فناوری در برابر چین و روسیه تشکیل دهد تا در زمین مسابقه AI عقب نماند.

چالش‌ هایی هم در راهبرد آمریکا وجود داشته است. مهم‌ ترین آنها، همکاری بخش خصوصی است. برخی از بزرگ‌ ترین استعدادهای AI در شرکت ‌های فناوری سیلیکون‌ ولی فعالند که همیشه همکاری آسانی با ارتش ندارند. مثلاً در سال ۲۰۱۸ انتشار خبر مشارکت گوگل در Project Maven با اعتراضاتی در میان کارمندانش روبرو شد و گوگل تصمیم گرفت قراردادش را تمدید نکند. این واقعه زنگ خطری برای پنتاگون بود که باید راه‌ های بهتری برای جذب استعدادهای صنعت به پروژه‌ های دفاعی پیدا کند، بدون آنکه نگرانی‌ های اخلاقی و وجهه عمومی شرکت ‌ها خدشه‌دار شود. به همین علت، اخیراً وزارت دفاع آمریکا بر تدوین اصول اخلاقی AI تأکید و آنها را ابلاغ کرده است (از جمله اصل اینکه نقش انسان حذف نشود، مسئولیت ‌پذیری و قابلیت آزمون سیستم ‌ها تضمین شود). همچنین نهادهای جدیدی مثل واحد نوآوری دفاعی (DIU) تلاش می‌ کنند استارتاپ‌های فناوری را با مسائل امنیت ملی مرتبط کنند و سرمایه‌ گذاری مشترک انجام دهند.

به طور کلی، آمریکا هم‌ اکنون پیشرفته‌ ترین اکوسیستم AI جهان را دارد و بخش زیادی از نرم‌ افزارها، پتنت ‌ها و پژوهش ‌های این حوزه در آن کشور تولید می ‌شود. اما نگرانی اصلی رهبران آمریکا خیزش سریع چین است. بر همین اساس، توصیه ‌ها و استراتژی ‌های آمریکا عمدتاً حول محور حفظ شتاب نوآوری، رفع موانع بوروکراتیک و تربیت نسل جدید متخصصان متمرکز است. در سال ۲۰۲۵ نیز دولت آمریکا یک فرمان اجرایی جدید صادر کرده که ادارات را ملزم می ‌کند موانع پیش روی توسعه AI را بردارند و استفاده از آن را (همراه با ملاحظات ایمنی) تسریع کنند.

 

چین

چین نگاهی جامع و بلندمدت به هوش مصنوعی به عنوان ابزار تقویت قدرت ملی دارد. راهبرد ملی   AI چین (مصوب ۲۰۱۷) تنها یکی از اجزای یک تصویر بزرگ‌ تر است که شامل سیاست «ساخت چین ۲۰۲۵» برای ارتقای صنایع های‌ تک و سیاست «ادغام نظامی-غیرنظامی» می ‌شود. اصطلاح جوش خوردن نظامی-غیرنظامی (Military-Civil Fusion) در ادبیات چین بیانگر راهبردی است که طی آن فناوری ‌ها و پیشرفت ‌های بخش غیرنظامی (شرکت ‌های خصوصی و دانشگاه‌ها) به سرعت وارد بخش نظامی شوند و بالعکس. در زمینه هوش مصنوعی، این سیاست معنی ‌اش آن است که دستاوردهای عظیم شرکت‌ های فناوری چینی در AI (مانند تشخیص چهره پیشرفته، پردازش زبان چینی، خودروهای خودران) می‌تواند توسط ارتش چین جذب شده و برای مقاصد نظامی استفاده شود. دولت چین ساختاری رسمی برای این تبادل ایجاد کرده، هرچند میزان موفقیت عملی آن دقیقاً روشن نیست.

ارتش آزادی ‌بخش خلق (PLA) هوش مصنوعی را در قلب برنامه نوسازی نظامی خود قرار داده است. شی جین‌ پینگ رهبر چین هدفگذاری کرده که PLA تا سال ۲۰۳۵ نوسازی پایه ‌ای و تا میانه قرن بیست‌ و یکم تبدیل به یک نیروی نظامی در کلاس جهانی شود. برای این منظور، ارتش چین سه مرحلهٔ متوالی/همپوشان را تعریف کرده: مکانیزاسیون یعنی تجهیز به سخت ‌افزار مدرن، اطلاعاتی‌ سازی یعنی شبکه‌ محور کردن نیروها و استفاده گسترده از فناوری اطلاعات و هوشمندسازی یعنی بهره‌گیری از AI و فناوری ‌های نوین مانند کوانتوم. در حال حاضر چین مدعی است مکانیزاسیون را تقریباً کامل کرده و از اواخر دهه ۲۰۱۰، شتاب زیادی به هوشمندسازی جنگی داده است. چینی ‌ها هوش مصنوعی را لازمه جنگ ‌های شبکه ‌ای آینده می‌دانند. آنها با دقت تحرکات آمریکا را رصد می‌ کنند؛ مثلاً راهبردهای جدید آمریکا برای جنگ موزائیکی چندبعدی را مطالعه کرده و به این نتیجه رسیده‌اند که برای غلبه بر ارتشی مانند آمریکا باید نقاط اتصال و شریان ‌های اطلاعاتی آن را هدف قرار داد نه صرفاً ادوات را. بنابراین به گفته تحلیل ‌گران، دکترین نظامی چین با کمک AI به دنبال این است که سیستم سیستم‌های دشمن را فلج کند.

چه نوع سرمایه ‌گذاری‌ هایی این ادعا را پشتیبانی می ‌کند؟ هرچند چین آمار شفافی از بودجه دفاعی AI ارائه نمی ‌دهد، اما برآوردهای بیرونی نشان می ‌دهد که هزینه ‌های واقعی چین در تحقیق و توسعه دفاعی AI احتمالاً همتراز یا حتی فراتر از آمریکا باشد. چین بخش زیادی از تلاش AI خود را در حوزه نظامی به شرکت‌ های دفاعی دولتی و دانشگاه‌ های مرتبط با ارتش واگذار کرده است. برای مثال، موسسات تحقیقاتی زیرمجموعه گروه CETC (شرکت فناوری‌های الکترونیک چین) روی سیستم‌ های فرماندهی هوشمند، رادارهای  AI‌بنیان و جنگال خودکار کار می‌کنند. شرکت‌های خصوصی بزرگ مانند بایدو، علی‌بابا، تنسنت و هوآوی نیز در برنامه ‌های دولتی مشارکت دارند – خواه از طریق قراردادهای پژوهشی، خواه تحت فشار دولت برای اشتراک‌ گذاری دستاوردها.

کاربردهای مشخصی که PLA در پی آن است، در پژوهشی از مرکز امنیت و فناوری نوین (CSET) برشمرده شده: هوش مصنوعی در وسایل نقلیه خودران زمینی، دریایی و هوایی؛ در سامانه‌ های ISR شناسایی و تجسس برای تحلیل تصاویر و سیگنال ‌ها؛ در نگهداری و لجستیک برای پیش ‌بینی نیازها؛ در جنگ اطلاعاتی و الکترونیکی مثل نفوذ سایبری و اختلال شبکه دشمن؛ در شبیه ‌سازی و آموزش برای تمرینات نظامی؛ در فرماندهی و کنترل برای سرعت دادن به تصمیمات؛ و در هدف ‌یابی خودکار (شناسایی هدف ‌ها برای تسلیحات). این گستردگی نشان می‌دهد چین دیدی فراگیر اتخاذ کرده است. یکی از پروژه‌های شناخته‌ شده چین، توسعه سلاح ‌های هوشمند ضدکشتی و ضدهواپیما است که با کمک AI بتوانند مسیر حرکت هدف را پیش‌بینی و از گریز آن جلوگیری کنند. همچنین چین در حوزه سربازان رباتیک و برنامه ‌ریزی استفاده از ربات‌ ها در سطح تاکتیکی سرمایه‌گذاری می‌ کند، زیرا نسبت نیروی انسانیِ عظیم ارتش سنتی خود را با ارتش ‌های مدرن سبک‌ ترِ غربی مقایسه کرده و به دنبال اتوماسیون بخشی از نیروها است.

در میدان عمل نیز نشانه‌ هایی از پیشرفت چین دیده شده. برای مثال، چین در سال ‌های اخیر نمایش ‌های بزرگی از ازدحام پهپادی ترتیب داده که صدها پهپاد به طور هماهنگ پرواز می ‌کنند – قابلیتی که با AI ممکن شده و می ‌تواند کاربردهای نظامی مانند محاصره پدافند دشمن یا حملات دسته‌ جمعی داشته باشد. چین همچنین گزارش‌ هایی از آزمایش خودروهای زرهی بدون ‌سرنشین و برجک‌ های خودکار منتشر کرده است. هرچند بسیاری از این اخبار ممکن است جنبه تبلیغاتی داشته باشد، اما تردیدی نیست که چین با سرعت در حال کاوش همه ابعاد AI نظامی است تا نقاط ضعف و قوت آن را کشف کرده و برای دکترین خود سازگار کند.

یکی از محورهای جالب در دکترین چین، ترکیب حملات سایبری و AI است. چینی‌ ها استدلال می‌ کنند که بهترین راه مقابله با قدرت نظامی برتر آمریکا، حمله به زیرساخت اطلاعاتی و ارتباطی آن (مانند شبکه ‌های ماهواره‌ای، اینترنت نظامی و مراکز فرماندهی) است تا هماهنگی آن مختل شود. برای چنین حملاتی نیاز به توان سایبری و الکترونیکی قوی است که AI آن را تقویت می‌کند. چین احتمالاً از AI برای شناسایی آسیب‌پذیری‌ های شبکه دشمن، طراحی حملات سایبری پیشرفته و حتی مختل‌ کردن AI حریف استفاده خواهد کرد. بنابراین یک رقابت زیرپوستی نیز بین آمریکا و چین در جریان است تا AI  رقیب را کور یا کر کنند.

با این اوصاف، چین از نظر سخت ‌افزار پایه AI مثل تراشه ‌های پیشرفته هنوز وابستگی‌ هایی به بیرون دارد. ایالات متحده در سال ‌های اخیر با اعمال کنترل ‌های صادراتی مانع دسترسی چین به برترین تراشه‌ های مخصوص یادگیری عمیق شده است. همچنین محدودیت‌ های انتقال فناوری لیتوگرافی به چین تلاش دارد توان تولید داخلی چین را عقب نگه دارد. این اقدامات به گفته کارشناسان ممکن است سرعت پیشرفت AI چین را در برخی حوزه ‌ها کم کند، اما چین در تلاش برای دور زدن این موانع از طریق سرمایه‌ گذاری عظیم دولتی در صنعت نیمه‌ هادی و یافتن شرکا در کشورهای ثالث است.

به طور خلاصه، چین در حال تبدیل شدن به یک ابرقدرت هوش مصنوعی است که جنبه‌ های نظامی و امنیتی را با جدیت دنبال می ‌کند. اگر روند کنونی ادامه یابد، انتظار می ‌رود تا دهه ۲۰۳۰ چین در بسیاری از کاربردهای AI هم‌ سطح یا حتی جلوتر از آمریکا قرار گیرد. این یک سناریوی مهم برای امنیت جهانی است، زیرا دو قدرت بزرگ مجهز به AI می‌توانند رقابت و شاید تنش ‌هایی با ریسک ‌های نوین (مثلاً رقابت بر سر سامانه‌ های خودمختار) ایجاد کنند. از این رو، بسیاری از صاحبنظران بر گفت‌وگوی پکن و واشنگتن در خصوص تعیین خطوط قرمز در کاربرد نظامی AI و شاید نوعی توافق رویه ‌ای (هرچند محدود) تاکید دارند تا از بی ‌ثباتی ناخواسته جلوگیری شود.

 

توصیه ‌ها و الزامات برای آینده

با توجه به مباحث مطرح‌ شده، روشن است که هوش مصنوعی به سرعت در حال دگرگون کردن مبانی امنیت ملی است. برای کشورهایی که می‌خواهند در این عصر پرتلاطم، امنیت و منافع خود را حفظ و تقویت کنند، چند توصیه راهبردی قابل طرح است:

سرمایه ‌گذاری در توسعه بومی هوش مصنوعی

کشورها باید سرمایه‌ گذاری پایدار و بلندمدت در آموزش نیروی انسانی متخصص، ایجاد مراکز تحقیقاتی AI  و حمایت از شرکت‌ های دانش‌بنیان این حوزه داشته باشند. بدون داشتن ظرفیت بومی، وابستگی به دیگران در چنین فناوری حساسی می‌تواند آسیب‌ پذیری امنیتی ایجاد کند. تربیت نسل جدیدی از مهندسان و پژوهشگران AI و همچنین ارتقای سواد AI در میان افسران نظامی و تصمیم‌ گیران امنیتی، زیربنای استفاده مؤثر از این فناوری است.

تدوین راهبرد ملی و ساختارهای سازمانی مناسب

همان‌ گونه که بسیاری کشورها انجام داده ‌اند، لازم است یک راهبرد ملی هوش مصنوعی با تأکید بر کاربردهای امنیت ملی تدوین شود. این راهبرد باید اهداف، اولویت‌ ها، نقش بخش‌ های مختلف (ارتش، اطلاعات، صنعت، دانشگاه) و ملاحظات اخلاقی را تبیین کند. به علاوه، ایجاد نهادهای هماهنگ‌ کننده – نظیر کارگروه‌ ها یا مراکز ملی AI – برای جلوگیری از پراکندگی تلاش‌ ها ضروری است. این نهادها می ‌توانند ارتباط میان نیروهای مسلح و بخش خصوصی/دانشگاهی را تسهیل کنند و شکاف فرهنگی بین آنها را پر کنند.

توسعه کاربردهای AI در حوزه‌های اولویت‌ دار امنیتی

با توجه به محدودیت منابع، هر کشور باید حوزه ‌هایی که بیشترین بازده را از AI دارند شناسایی و ابتدا در آنها سرمایه ‌گذاری کند. برای بسیاری کشورها دفاع سایبری احتمالاً اولویت نخست است، زیرا تهدیدات سایبری فوری و فراگیرند. پس از آن، نظارت مرزی و مبارزه با تروریسم می‌تواند در اولویت باشد – جایی که AI با تحلیل داده‌ های دوربین ‌ها، حسگرها و گزارش‌ های مردمی به یافتن تهدیدات کمک می ‌کند. در بخش نظامی، بسته به دکترین دفاعی کشور، ممکن است پهپادهای شناسایی خودکار، سامانه‌ های پدافند هوایی هوشمند یا سیستم‌ های فرماندهی و کنترل اهداف زودبازده باشند. لازم است هر برنامه ‌ای همراه با پایلوت و آزمایش میدانی باشد تا فناوری قبل از اتکا به آن، در شرایط واقعی آزموده و ایراداتش رفع شود.

تقویت همکاری با بخش خصوصی و استارتاپ‌ها

نوآوری در هوش مصنوعی عمدتاً در بخش خصوصی اتفاق می ‌افتد. دولت‌ ها باید با ایجاد انگیزه‌ های مالی (قراردادهای تحقیقاتی، معافیت‌ های مالیاتی) و پل ‌های ارتباطی، شرکت‌ های فناور را تشویق کنند تا نیازهای امنیتی را برآورده سازند. راه‌ اندازی شتاب‌ دهنده‌ ها و مراکز نوآوری دفاعی که استارتاپ ‌ها را به حل مسائل امنیت ملی دعوت کند، در برخی کشورها موفق بوده و می ‌تواند الگوبرداری شود. همچنین، بهره ‌گیری از محصولات تجاری AI (مثل خدمات پردازش ابری یا نرم‌ افزارهای آنالیتیک) برای مصارف امنیتی – با انجام سفارشی‌ سازی لازم – می‌تواند به صرفه ‌جویی در وقت و هزینه منجر شود. البته باید تدابیر لازم برای امنیت سایبری و محرمانگی داده ‌ها در این همکاری‌ ها اتخاذ شود.

تدوین چارچوب ‌های اخلاقی و حقوقی در داخل کشور

بسیار مهم است که استفاده از هوش مصنوعی در امنیت، همسو با ارزش ‌ها و قوانین کشور باشد. مثلاً اگر کشور بر حفظ حقوق شهروندان تاکید دارد، کاربرد AI در نظارت داخلی باید با ضوابط شفاف و نظارت قانونی همراه باشد تا اعتماد عمومی مخدوش نشود. یا در حوزه نظامی، تعریف سطوح مجاز خودمختاری سلاح‌ ها و ابلاغ آن به طراحان و فرماندهان لازم است. داشتن این چارچوب ‌های روشن علاوه بر جنبه اخلاقی، در بلندمدت پایداری تصمیمات AI را هم بیشتر می‌ کند؛ زیرا اگر حادثه یا خطایی رخ دهد، وجود پروتکل ‌ها به پاسخگویی بهتر و اصلاح سریع‌ تر کمک می ‌کند.

 پیگیری دیپلماسی فناوری و مشارکت در گفتگوهای بین‌ المللی

 از آنجا که رقابت AI جنبه جهانی دارد و می ‌تواند به مسابقه تسلیحاتی خطرناکی منجر شود، کشورها باید فعالانه در رایزنی ‌های بین‌ المللی پیرامون این موضوع شرکت کنند. حمایت از تلاش‌ های سازمان ملل برای ممنوعیت یا حداقل قاعده مند کردن سلاح‌ های خودمختار کشنده، یا شکل‌ دهی ائتلاف‌ هایی از کشورهای همفکر برای تبادل تجربه و حتی اشتراک برخی ظرفیت ‌های AI در مبارزه با تروریسم یا جرایم سازمان ‌یافته، از جمله اقدامات مثبت است. همچنین دیپلماسی دو یا چندجانبه جهت کاهش سوء تفاهم ‌ها درباره دکترین‌ های AI رقیبان، می ‌تواند از وقوع درگیری ناخواسته جلوگیری کند. به عنوان مثال، داشتن کانال ‌های ارتباطی نظامی میان قدرت ‌های بزرگ درباره سیستم‌ های خودکار (مشابه سازوکاری که در زمینه جلوگیری از درگیری هسته‌ای وجود دارد) می‌ تواند مانع واکنش اشتباه در صورت عملکرد پیش‌بینی‌ نشده یک سامانه AI بشود.

آمادگی برای تهدیدات AI محور دشمن

کشورها نه تنها باید خود از AI بهره گیرند، بلکه باید فرض را بر این بگذارند که دشمنان نیز از AI استفاده خواهند کرد. لذا بخش مهمی از کار، مصون ‌سازی سیستم‌ های خود در برابر حملات مجهز به AI است. به طور مشخص، ارتقاء امنیت سایبری برای مقابله با بدافزارهای هوشمند، استفاده از سامانه‌ های ضدیافت (counter-detection) برای فریب AI نظارتی دشمن (مثلاً پوشش ‌های استتاری ضدتشخیص)، و آموزش نیروهای انسانی در تشخیص و خنثی‌ سازی عملیات اطلاعاتی مبتنی بر دیپ ‌فیک و اخبار جعلی، باید در برنامه باشد. رزمایش ‌ها و شبیه‌سازی‌ هایی طراحی شود که در آنها سناریوی نبرد با دشمن مجهز به AI تمرین گردد تا نقاط ضعف آشکار شود.

حفظ تعادل میان انسان و ماشین

آخرین توصیه، ماهیتی فرهنگی-سازمانی دارد. در حالی که باید از مزایای AI حداکثر بهره را برد، نباید نقش عامل انسانی نادیده گرفته شود. تاریخ امنیت و جنگ نشان داده که فناوری هرگز به تنهایی تعیین‌ کننده نیست، بلکه ابتکار و اراده انسانی است که سرنوشت را رقم می‌ زند. بنابراین، ارتش‌ ها و سازمان‌ های امنیتی باید فرهنگ همزیستی انسان AI  را تقویت کنند؛ یعنی آموزش دهند که AI یک ابزار کمکی قدرتمند است اما مسئولیت نهایی و قضاوت اخلاقی همچنان با انسان باقی می‌ ماند. این موازنه همچنین شامل سرمایه ‌گذاری مستمر روی مهارت ‌های سنتی نیروها (مثل خلاقیت در تاکتیک، شهود اطلاعاتی، شجاعت میدانی) در کنار مهارت‌ های دیجیتال است. ترکیب توانایی ‌های انسانی با قدرت AI، بهترین نتایج را به همراه خواهد داشت.

در مجموع، جهان به سوی نظمی پیش می ‌رود که در آن هوش مصنوعی بخشی از قدرت ملی هر کشور خواهد بود. عدم توجه به این حقیقت، ممکن است به تضعیف امنیت و حاکمیت کشورها منجر شود. از سوی دیگر، مسابقه افسارگسیخته تسلیح AI نیز می‌ تواند مخاطرات تازه‌ ای برای ثبات بین ‌المللی ایجاد کند. آینده امنیت ملی کشورها در گرو آن است که با چشمانی باز و تدبیری سنجیده به استقبال این فناوری بروند – نه سرعت را فدای دقت کنند و نه برعکس. کشورهایی که بتوانند هوش مصنوعی را به خدمت منافع و ارزش ‌های خود درآورند و همزمان برای پیامدهای منفی آن تدابیر خردمندانه بیاندیشند، در عصر دیجیتال امن ‌تر، توانمندتر و موفق ‌تر خواهند بود.

 

منابع:

  • Bendett, S. (۲۰۱۹, November ۲۵). Russia’s AI Quest is State-Driven — Even More than China’s. Can It Work? Center for a New American Security. Retrieved from cnas.org
  • Brundage, M., et al. (۲۰۱۸). The Malicious Use of Artificial Intelligence: Forecasting, Prevention, and Mitigation. Future of Humanity Institute.
  • Clapp, S. (۲۰۲۵). Defence and Artificial Intelligence (EPRS Briefing PE ۷۶۹.۵۸۰). European Parliamentary Research Service.
  • Dahm, M. (۲۰۲۰, June ۵). Chinese Debates on the Military Utility of Artificial Intelligence. War on the Rocks.
  • National Security Commission on Artificial Intelligence. (۲۰۲۱). Final Report. Washington, DC: NSCAI.
  • NATO. (۲۰۲۱). NATO’s Artificial Intelligence Strategy. Brussels: NATO Public Diplomacy Division.
  • Nye, J. S., Jr. (۲۰۲۴, July ۳۱). AI and National Security. Project Syndicate.
  • Sayler, K. M. (۲۰۲۰). Artificial Intelligence and National Security (CRS Report No. R۴۵۱۷۸). Congressional Research Service.
  • Shinego, W. (۲۰۲۵, April ۲۴). Defense Officials Outline AI’s Strategic Role in National Security. DOD News (U.S. Department of Defense).
  • Stokes, J., & Sullivan, A. (۲۰۲۳). U.S.-China Competition and Military AI: How Washington Can Manage Strategic Risks Amid Rivalry with Beijing. Center for a New American Security.
  • Sukhankin, S. (۲۰۲۵, March ۳). Russia Capitalizes on Development of Artificial Intelligence in Its Military Strategy. The Jamestown Foundation.
  • Tucker, P. (۲۰۲۰, August ۲۰). An AI Just Beat a Human F-۱۶ Pilot in a Dogfight — Again. Defense One.
  • UK Ministry of Defence. (۲۰۲۲). Defence Artificial Intelligence Strategy. London: MOD Whitehall.
  • U.S. Department of Defense. (۲۰۱۹). Summary of the ۲۰۱۸ Department of Defense Artificial Intelligence Strategy: Harnessing AI to Advance Our Security and Prosperity. Washington, DC: DoD CIO.

مقالات مرتبط:

امنیت سایبری و تحول دیجیتال

مسئله امنیت روانی و اجتماعی: سری مسائل کلان کشور و اثرات فناوری دیجیتال بر آنها

اپیزود بیست و هشتم: بازآفرینی سازمان برای هوش مصنوعی

فرهنگ هوش مصنوعی؛ چیستی و چگونگی

رهبری هوش مصنوعی؛ چیستی و چگونگی

حکمرانی هوش مصنوعی؛ چیستی و چرایی

زیرساخت فنی هوش مصنوعی؛ چیستی و چرایی

برچسب‌ها

دیدگاه‌ها ۰

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. فیلدهای ضروری با * مشخص شده‌اند.