مقاله دکتر مهدی شامی زنجانی و همکاران با عنوان «طراحی الگوی توسعه ذهنیت رهبری دیجیتال» در دوره ۱۸ و شماره ۱ فصل نامه «مدیریت بازرگانی» منتشر شد.
چکیده مقاله:
هدف: ذهنیت رهبری دیجیتال، مفهومی کمابیش جدید در مطالعات مدیریت و رهبری به شمار می رود که به تازگی به عنوان یکی از عوامل کلیدی در موفقیت سازمان ها در دوران دیجیتال و ارتباطات الکترونیکی مطرح شده است و می تواند پیامدهای مثبت بسیاری برای سازمان ها بهدنبال داشته باشد. از این رو، با توجه به نیاز به الگویی منسجم در این ارتباط، پژوهش حاضر با هدف ارائۀ الگوی توسعۀ ذهنیت رهبری دیجیتال در سازمان ها اجرا شد.
روش: پژوهش حاضر، از نظر هدف کاربردی و به لحاظ روش، کیفی است و با استفاده از فراترکیب انجام شده است. با توجه به ماهیت روش فراترکیب، جامعۀ آماری را مطالعات پیشین تشکیل می دهد که در این میان، پس از جست و جو و یافتن منابع موجود، از طریق بررسی و ارزیابی عنوان، چکیده و محتوای منابع یافت شده، ۶۴ منبع برای انجام پژوهش انتخاب شد. به منظور تحلیل کدهای استخراج شده از منابع منتخب و تدوین الگوی ذهنیت رهبری دیجتال نیز، روش تحلیل مضمون، استفاده شد و داده ها در چند گام متوالی تحلیل شدند.
یافته ها: پس از تحلیل داده ها، پیشایندهای ذهنیت رهبری دیجیتال در قالب دو بُعد عوامل سازمانی (متشکل از ۲ مؤلفه فرهنگ سازمانی و قابلیت های سازمانی) و ویژگی های فردی رهبر (متشکل از ۴ مؤلفۀ برخورداری از نگرش مناسب، برخورداری از مهارت ها و توانایی های فنی یا فناورانه، برخورداری از مهارت های انسانی و برخورداری از مهارت های تحلیلی)، دسته بندی شد. پیامدهای ذهنیت رهبری دیجیتال در سازمان ها نیز، در قالب ۳ بُعد پیامدهای سازمانی (متشکل از ۲ مؤلفه پیامدهای بلندمدت و پیامدهای کوتاهمدت)، پیامدهای گروهی (متشکل از ۲ مؤلفه پیامدهای بلندمدت و پیامدهای کوتاه مدت) و پیامدهای فردی (متشکل از ۲ مؤلفه پیامدهای بلندمدت و پیامدهای کوتاه مدت)، دسته بندی شد. برای کنترل کیفیت تحلیل ها نیز، روش توافق درون موضوعی استفاده شد. در این ارتباط، از یک پژوهشگر رفتار سازمانی و آشنا به ادبیات موضوع، درخواست شد که در فرایند ترکیب، تلفیق و دسته بندی مقوله ها و ایجاد مضامین اصلی (ابعاد) و فرعی (مؤلفه ها) با پژوهشگران همکاری کند. پس از انجام محاسبات، میزان توافق درون موضوعی در پژوهش حاضر (۸۴/۸۴ درصد) محاسبه شد که قابلیت اعتبار یافته ها را نشان می دهد.
نتیجه گیری: با توجه به کاربردی بودن پژوهش، مدیران کسب و کارها می توانند نتایج را در راستای برنامه ریزی و انجام اقدامات لازم در راستای توسعۀ ذهنیت رهبری دیجیتال در مدیران سطوح مختلف استفاده کنند. مدل سازی عوامل مؤثر بر ذهنیت رهبری دیجیتال در قالب چارچوبی جامع و منسجم، ضمن کاهش پراکندگی یافته های پیشین و پوشش بخشی از ضعف موجود در ادبیات، می تواند بینش و آگاهی مدیران در ارتباط با عوامل اثرگذار بر این پدیده را افزایش دهد. شناسایی پیامدهای ذهنیت رهبری دیجیتال نیز می تواند حساسیت و علاقه مدیران و رهبران به این موضوع را افزایش دهد و آمادگی مناسبی در آنان در راستای توجه به این موضوع ایجاد کند.
برای دسترسی به این مقاله کلیک کنید.
دیدگاهها ۰
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.