در عصر تحول دیجیتال، صنعت آموزش به شدت تحت تأثیر فناوریها قرار گرفته است. بر اساس گزارش متاری، سرمایهگذاری بر روی یادگیری دیجیتال باعث رشد جهانی ۲۲ میلیارد دلاری در بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ شده است. این رشد پر سرعت در بخشهای آموزش از مدارس ابتدایی تا دوره متوسطه، دبیرستانها و دانشگاهها به طور فزایندهای دیجیتالی میشوند. با رشد سریع در صنعت شکی در آن نیست که یادگیری دیجیتال ماندگار خواهد بود.
به هر نوع یادگیری که از فناوری استفاده میکند، آموزش دیجیتال میگویند که شامل طیف وسیعی از کاربردها میباشد. یادگیری دیجیتال نباید با یادگیری آنلاین و یا الکترونیک اشتباه گرفته شود. استراتژی یادگیری دیجیتال شامل یک یا ترکیبی از موارد زیر است:
- یادگیری انطباقی
- بازیسازی
- یادگیری ترکیبی
- فناوریهای کلاسی
- کتابهای الکترونیکی
- یادگیری موبایلی
- یادگیری شخصیسازی شده
یادگیری دیجیتال نسل امروز، برای رسیدن به دو هدف اصلی انجام میگیرد:
۱- اصلاح جنبههای اصلی آموزش و ۲- ایجاد امکان برای تمام سطوح مدارس جهت توزیع کاراتر دانش.
در گذشته استفاده از فناوری در آموزش عنوان بحث برانگیزی بود. بسیاری از افراد آن را نقد میکردند و بر این باور بودند که آموزش مدرن اثرات منفی بر اجتماع خواهد گذاشت. با گذشت زمان، مؤسسات آموزشی شروع به استفاده از فناوری در کلاسهای خود کردند و به سرعت مشخص گردید که اگر از این فناوریها به درستی استفاده شود، پتانسیل زیادی برای بهبود سیستمهای آموزشی دارد. البته این بهبودها به متغیرهای بسیاری بستگی دارد به خصوص به روشهایی که فناوری با روشهای آموزش سنتی یکپارچه میشود. امروزه یکی از مزایای انقلاب یادگیری دیجیتال این است که دانشجویان دسترسی به منابع یادگیری گستردهتری دارند.
چهار روشی که یادگیری دیجیتال کیفیت آموزش را بهبود میبخشد در ادامه ارائه میشود.
یادگیری بیپایان در کلاس درس: در کلاسهای سنتی، منابع به متنهای کتاب، خود معلمها، و اگر که دانشجویان خوششانس باشند، برخی از منابع چند رسانهای محدود میشوند. امروزه با استفاده از برخی ابزارها مانند بردهای هوشمند و ابزار شخصی مانند لپتاپ و تبلت، دانشجویان به منابع نامحدود مجازی دسترسی دارند و روشهای گستردهای برای استفاده از آن وجود دارد. با این وصف، دانشجویان میتوانند درسها را خود به روش خود کشف کرده و معلمها تنها عناوین کلیدی را نشان داده و به سؤالات آنها پاسخ دهند.
حضور فیزیکی دیگر نیاز نیست: یادگیری دیجیتال روشهای جدید یادگیری را برای دانشجویانی که نمیتوانند در کلاسهای سنتی حضور فیزیکی داشته باشند، فراهم میکند. فناوریهای ویدئو کنفرانس به افراد اجازه میدهد که از راه دور به صورت تعاملی در کلاس مشارکت داشته باشند.
اطلاعات در دسترس هستند و قابلیت جستجو دارند: قبل از یادگیری دیجیتال اگر میخواستید اطلاعاتی را پیدا کنید باید زمان و تلاش بسیاری را برای یافتن آن صرف میکردید، اما اکنون با موتورهای جستجو، توانایی جستجو میان اسناد برای عبارات کلیدی برای دانشجویان و اساتید فراهم شده است. آنها به اطلاعاتی که پیش از این قابل دسترس نبوده دسترسی دارند و اجازه میدهند که اطلاعات در زمانی که به آن نیاز است در دسترس قرار گیرند.
دانشجویان میتوانند با سرعت خود پیشرفت کنند: آموزش یک چیز برای همه نیست برخی دانشآموزان و دانشجویان برخی مفاهیم را آهستهتر از دیگران یاد میگیرند. یادگیری دیجیتال به دانشجویان اجازهی دسترسی همیشگی به منابع درسی را میدهد.
یادگیری دیجیتال به یکی از بخشهای با اهمیت سیستم آموزش جهانی تبدیل میشود و بسیاری از روشهای یادگیری را تغییر داده است. بسیاری از مدارس شروع به استفاده از فناوریهای نوین کردهاند و میتوان بسیاری از اثرات مثبت یادگیری دیجیتال بر دانشآموزان آینده را دید.
هدف آموزش در قرن ۲۱، کسب آمادگی دانشجویان برای موفقیت در جهانِ در حال تغییر مداوم، تکنولوژی محور و متصل است که با فراهم کردن ابزار توسعه مهارتها، توانمندیها و دانشی که برای موفقیت امروز و آینده مورد نیاز است، انجام میگیرند. این هدف با اقداماتی تسهیل میشود که برای بهبود کیفیت دستورالعمل، یادگیری شخصی و عمیق، فراهم نمودن محیطهای آموزشی منعطف و بکارگیری ابزار فناوری و منابع دیجیتال برای مشارکت و توانمند ساختن دانشآموزان برای پیشبرد موفق و با اطمینان مسیر یادگیری خود، انجام میگیرند.
فناوریهای نوظهور اثرات بسیاری بر چگونگی تدریس اساتید و یادگیری دانشآموزان و دانشجویان دارد. توانایی استفاده از این فناوریها در طراحی کلاسهای آنلاین میتواند بر مشارکت در تدریس و یادگیری اثر بگذارد و انتخابهایی برای افراد با اتصال به محتوا و همکلاسیهای خود، ایجاد نماید.
دانشآموزان و دانشجویان، مربیان و کارمندان در تمام صنایع به طور فزایندهای از فناوریهای نوظهور مانند گوشیهای همراه، تبلتها، یاریرسانهای شخصی دیجیتال، استفاده میکنند. در نتیجه این ابزار مواد درسی آموزش را در هر زمان و هر مکان دردسترس مینماید. دانشجویان تقاضا دارند که به مواد درسی در هرکجایی که هستند و هر زمانی که به آن نیاز دارند، دسترسی داشته باشند. این روند بدلیل فراوانی پردازندهها، ابزار و اتصالات بیسیم و رابطهای کاربرِ شفاف که در هر مکانی وجود دارند، افزایش مییابد. همچنین این فناوریها تعامل با دانشجویان را امکانپذیر میسازد بخصوص کسانیکه در موقعیتهای جغرافیایی دوری قرار دارند. این فناوریها ارتباط میان دانشجویان را برای انجام پروژهها و مباحثه و ارائه ایده ممکن میسازد.
روندهای اصلی بخش آموزش
در اوایل دهه ۶۰ میلادی، محتوای آموزشی در رایانههای بزرگ طراحی و توسعه یافتند. در دهه ۷۰ میلادی سیستمهای آموزشی رایانه محور از رایانههای کوچک برای آموزش استفاده میکردند. با اختراع این رایانهها در اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰، اساتید و دانشجویان کنترل بیشتری بر روی طراحی و ارائه مواد آموزشی داشتند. اگر در روند طراحی مطالب آموزشی دانشجویان تعیینکنند چه چیزی میخواهند یاد بگیرند، نقش اساتید از ارائهدهنده اطلاعات به تسهیلکننده اطلاعات تغییر مینماید.
رایانههای کوچک روش توسعه و ارائهی مواد آموزشی را متحول کرده است و اساتید قادر به طراحی مطالب درسی با استفاده از سیستمهای تحریر بودند و دانشجویان توانمند شدند تا در هر زمان و هر کجا یاد بگیرند. رامبل چهار نسل سیستمهای آموزش از راه دور را شناسایی کرده است: سیستمهای مکاتباتی، سیستمهای تصویری و صوتی آموزشی، سیستمهای آموزش از راه دور چند رسانهای، سیستمهای آموزش از راه دور آنلاین. ابتدا موارد درسی به ایمیل افراد ارسال میشد و آنها تکالیف را از طریق ایمیل به اساتید خود ارسال میکردند.
اولین تلاش برای استفاده از رایانه در آموزش، توسط ارتش، برای آموزش به کارکنان خود انجام گرفت. در همان زمان مؤسسات آموزشی از تلویزیونها برای آموزش استفاده میکردند. با اختراع رایانههای کوچک در اوایل دهه ۷۰، تغییر بسوی سیستمهای یادگیری بر مبنای رایانههای کوچک ایجاد شد. بدلیل اینکه سیستمهای رایانههای کوچک متفاوت بودند و با هم ارتباط برقرار نمیکردند، انعطاف محدودی در توسعه و تسهیم مواد آموزشی وجود داشت. همچنین این رایانهها ویژگیهایی نظیر صدا، فیلم و افکتهای ویژه را پشتیبانی نمیکرد. هر چه فناوریهای آموزشی پیشرفت کرد، اساتید در زمان کوتاهتر و با کنترل بیشتری موارد آموزشی را ایجاد کردند.
تا اواخر دهه ۷۰، مؤسسات آموزشی از کلاسهای رودررو برای آموزش استفاده میکردند و سپس آموزشها به شکل شخصیتری که در آن از تکالیف خودآموزها، نوار ویدئویی و نرمافزارها استفاده میشد، ارائه شدند. هرچه فناوریها پیشرفت میکنند، کلاسهای گروهی به ارائه درس یک به یک تبدیل میشوند. ترکیب اینترنت و فناوری موبایل، یادگیری الکترونیکی را به نسل بعدی انتقال داد. نسلی که به اساتید اجازهی طراحی و ارائهی مواد آموزشی را برای دانشجویانی که در موقعیتهای جغرافیایی دورتری زندگی میکنند و یا بدلایلی نمیتوانند در مدارس حضور داشته باشند، میدهد. قدرت پردازش در دسترس این فناوریها، اساتید را برای برطرف کردن بهتر نیاز افراد، توانمند میسازد.
بهدلیل توسعه سریع فناوری اطلاعات تغییراتی از یادگیری پرینت-محور به یادگیری الکترونیک و پس از آن یادگیری موبایلی ایجاد شده است. یادگیری موبایلی به استفاده از محتوای آموزشی الکترونیک که برای ارائه بر روی ابزار پردازش موبایل تولید شده است، اشاره دارد. همچنین کاربران با استفاده از این ابزار و اینترنت، میتوانند با یکدیگر برای تسهیم اطلاعات و تخصص، اتمام وظایف و یا همکاری با یکدیگر بر روی پروژه استفاده کنند.
برای بیان اکوسیستم جدید منابع تحصیلی، لازم است که به برخی از روشهای یادگیری و آموزش که به طور فزایندهای در حال تکامل است، اشاره شود:
جدول ۱. مقایسه آموزش سنتی و دیجیتال

همانطور که فناوری همه آنچه که انجام میدهیم و چگونگی آن را در زندگی روزمره تغییر داده است، بر روی چگونگی تدریس اساتید و یادگیری دانشجویان نیز اثر زیادی دارد. اساتید در حال یادگیری چگونگی یکپارچهسازی مؤثر ابزار فناوری هستند مانند رایانهها، تبلتها، وایتبردهای تعاملی، دوربینهای دیجیتال و پرینتهای سه بعدی در کاربردهای روزمره هنگامیکه دانشجویان از این ابزار برای مشارکت و شکلدهی یادگیری استفاده میکنند. استفاده از ابزار توانمند شده با وایفای، به مدارس و دانشگاهها اجازهی استفاده از قدرت نرمافزارهای تحصیلی و کسب مزایای کامل از اینترنت را میدهد. بسیاری از کلاسها به سیستم مدیریت یادگیری و مجموعهای از ابزارهای مدیریتی که به اساتید در مدیریت یادگیری و ارزیابی دانشجویان کمک میکند، دسترسی دارند.
ابزار فناورانه مدارس که توسط مناطق و مدارس مختلف استفاده میشود، معیارهای زیر را در نظر میگیرد:
- حفاظت از امنیت، اطلاعات و حریم خصوصی دانشجویان
- ارتقاء روش یادگیری
- استفاده از ابزار و مرورگرهای مختلف و مورد اطمینان بودن هر یک از آنها
- بهرهوری و کارایی دانشجویان و اساتید
- اطلاعات محور بودن
- شهودی بودن و راحتی در استفاده.
ارائه محتوای دیجیتال فرصتهای جدیدی را برای آموزش فراهم کرده است. در آموزش سنتی «یک چیز برای همه» ارائه میشد. امروزه راهکارهای مبتنی بر تکنولوژی تجاربی شخصی ایجاد مینماید. سه روند در آموزش دیجیتال تأثیرگذار بوده است:
محتوای دیجیتال: تهیه متون کتابها بهصورت دیجیتالی افزایش یافته است و انتظار میرود فروش کتابهای دیجیتال در دهه آتی افزایش پیدا کند.
توزیع انبوه: تحول در محتوا و دیجیتالی شدن، توزیع آن را ساده کرده و یادگیری را در هر مکان ممکن میسازد و دورههای آنلاین از این محتواها پشتیبانی مینماید.
یادگیری شخصی: احتمال دارد که بزرگترین مزیت یادگیری دیجیتال توانایی یادگیری شخصی برای کاربر باشد. ارائه محتوای آنلاین، راهنما و تسهیلگرِ تجارب یادگیری است و به دانشجویانی که به دستیاری برای مفاهیم کلیدی نیاز دارد، کمک میکند.
آموزش دیجیتال به شکلهای متفاوتی است:
- یادگیری شخصیسازیشده
- یادگیری ترکیبی
- یادگیری مجازی/آنلاین
در ادامه به توضیح یادگیری شخصی سازیشده، ترکیبی و آنلاین پرداخته شده است.
۱. یادگیری شخصیسازی شده
یادگیری شخصیسازی شده، پایه و اساس آموزش در قرن حاضر است. این یادگیری به آموزشی اشاره دارد که دانشجویان به روشی منحصر به فرد، متفاوت، در زمانهای گوناگون و با رویکردهای مختلفی، یاد میگیرند. سیستمها و پلتفرمهای فناوری مانند سیستم مدیریت یادگیری و ابزارهای فناوری مانند موبایلها، یادگیری شخصی را کاراتر نمودهاند. یکی از استفادههای بسیار جذاب محتوای دیجیتال، یادگیری شخصیسازیشده و روش متمایز است. معلمها موارد درسی را به شکلهای متفاوتی در سطوح گوناگون انتخاب کرده و منابع مختلفی را برای مرتفع کردن نیاز و علایق دانشآموزانشان شکل میدهند.
سیستم مدیریت یادگیری سیستم یا پلتفرم آنلاینی است که محل متمرکزی را برای خلق، ارائه و مدیریت دورهها و یا ماژولهای یادگیری فراهم مینماید. این سیستم شامل مجموعه ابزارهای استاندارد است که توسط دانشآموزان در هر زمان و مکان و از طریق ابزار چندگانهای دردسترس است.
همهی سیستمهای مدیریت یادگیری، اهداف و ویژگیهای مشابهی دارند که به مربیان اجازه برنامهریزی، ارائه، مشاهده و ارزیابی یادگیری را میدهد. هر یک از سیستمها مالکیت متفاوتی در عملیات برای ارسال محتوا یا ارسال لینک آن، مدیریت و نظارت بر تعاملات و مشارکت دانشآموزان و ارزیابی و رتبهبندی عملکرد آنها دارد. به طور معمول این سیستمها دارای فرومهای مباحثه، فرومهای تعاملات گروهی و در برخی موارد فراهم کردن امکان ویدئو کنفرانسهای آنلاین میباشند.
۲. یادگیری ترکیبی
یادگیری ترکیبی از ابزار یادگیری دیجیتال در محیط کلاس استفاده میکند، وقتی که دانشجویان رو در رو با یکدیگر و با معلمانشان هستند. یادگیری ترکیبی میتواند از ابزار دیجیتال کم یا زیاد از جمله ابزار، دورهها و منابع دیجیتال استفاده نمایند.
۳. یادگیری مجازی/آنلاین
یادگیری آنلاین تبدیل به استراتژی اصلی برای مدارس شده است و دسترسی دانشآموزان به دورههای مورد نیازشان را افزایش داده است. در اینجا توجه به منابع و محتوای دیجیتال ضروری به نظر میرسد. معلمها و دانشآموزان محتوا و اطلاعاتی را میخواهند که برای آنها، چیزی را که میخواهند، در زمانی که میخواهند و به شکلی که برای آنها در دسترس است، فراهم نماید. محتوای دیجیتال شامل هر چیزی شامل ویدئو، صدا، متن، انیمیشن، شبیهسازها و ارزیابیها به فرمت دیجیتال میباشد. معلمها و دانشآموزان به محتوای رایگان و باز بیشتری نسبت به قبل با فراگیرشدن محتوا در اینترنت و ازدیاد پرتالها و نرمافزارهای محتوا، دسترسی دارند. روند بسیاری از کلاسها تکامل منابع موجود با محتوای دیجیتال است.
محدودیتهای بسیاری برای اجرای منابع دیجیتال وجود دارد، مانند:
- بودجهی تخصیص داده شده برای خرید محتوای دیجیتال
- در دسترس بودن و اتکاپذیری ابزار فناوری
- زیرساختها
- قیمت منابع دارای گواهی
- فقدان اعتماد و دانش مربوط به استفاده از فناوری معلمها.
به طور خلاصه مزایای فناوریهای نوظهور برای آموزش عبارتند از:
- آموزش مقیاسپذیر میشود، زیرا دیگر نیاز نیست که مؤسسات، کلاسها و زیرساختهای لازم را برای کلاسهای رودررو ایجاد کنند. برای همراهی بیشتر دانشجویان، مؤسسات آموزشی نیاز دارند تنها شبکه خود را گسترش داده و اساتید بیشتری برای تسهیل دورههای اضافه استخدام کنند.
- محتوای آموزش الکترونیک به راحتی بهروزرسانی میشوند. بدلیل اینکه دانشجویان از ابزار موبایل برای دسترسی به مواد آموزشی از یک سرور مرکزی استفاده میکنند، آنها میتوانند این بهروزرسانیها را در لحظه بدست آورند.
- یک محتوای آموزشی مشابه در تمام کشورها و نواحی مختلف در دسترس است.
- دانشجویان از هر مکانی میتوانند تحصیلات خود را به پایان برسانند، زیرا با اتصالات بیسیم به آموزش متصل هستند.
- طراحان مواد آموزشی برای فناوریهای نوظهور میتوانند با استفاده از قدرت پردازندههای فناوری، تجربه یادگیری را برای هر فرد شخصیسازی نمایند.
- بدلیل اینکه فناوریهای نوظهور متمرکز بر دانشجویان میباشند، آنها در یادگیریشان بیشتر درگیر شده و بنابراین برای کسب آموزشهای سطح بالاتر انگیزه بیشتری خواهند داشت.
- برای کسبوکارها، یادگیری از طریق موبایل میتواند با فرآیندهای عملیاتی روزمره یکپارچه شود و در نتیجه کاربردها را بهبود میبخشد.
- بهدلیل اینکه اکثر دانشجویان از فناوری موبایل استفاده میکنند، مؤسسات آموزشی میتوانند دورههایی را در انواع متفاوتی از فناوری موبایل طراحی و ارائه نمایند.
مسائل اصلی بخش آموزش
بیشک نظام آموزش و پرورش مهمترین نقش را در توسعه پایدار کشورها ایفا میکند و بهینهسازی آن اولین اقدامیاست که دولتها در برنامههای بلندمدت خود لحاظ میکنند. سردمدار این بهینهسازی کشورهای حوزهی اسکاندیناوی هستند و یکی از عوامل رفاه و ثبات امروز این کشورها، همین عامل است.
سالهاست به نظام آموزش و پرورش نقدهایی وارد میشود که آموزش بر مبنای صحیحی نیست و باید نظام آموزش و پرورش اصلاح شود. اما به جز مطالعاتی که حدوداً ده سال پیش انجام شد و حدود شش سال پیش هم متوقف شد دیگر عملا تغییر خاصی در نظام آموزش و پرورش ایران بوجود نیامد. صرفا نام کلاسها را تغییر دادند و حتی در تعداد درسها و همینطور زمانی که فرد باید تحصیل کند تا به دانشگاه برسد هم تغییری حاصل نشد. در ادامه به برخی از مشکلات و مسائل این بخش پرداخته شده است:
متد آموزشی وارداتی و ناهمگون
متد آموزشی ایران مانند پنجاه سال پیش است در حالیکه از ابتدا اینگونه نبوده بلکه با وارد شدن متد آموزشی غربی به ایران و جمع شدن بساط اکابر و مکتبها، متد جدیدی در کشور پیاده شد که معلم، محور همه چیز بود. اولین نکته ای که در مدارس غربی توجه هر ایرانی را جلب میکند این است که در این مدارس معلمان کلاسهای ثابتی دارند و دانش آموزان با توجه به برنامه ریزی که انجام شده به کلاسهای مربوطه مراجعه میکنند.
یکی از مزایای این نوع تدریس این است که دانش آموز همیشه میداند که کجا باید دبیر خود را پیدا کند و دبیر هم میتواند مطالعات و کارهای خود را در زمان فراغت در همان دفتر انجام دهد بعلاوه که همیشه اسباب و لوازم مربوط به کارش در همان کلاس در اختیارش قرار دارد و قاعدتاً چون عملا محیط زندگیش محسوب میشود، سعی دوچندان میکند تا آنرا بهبود بخشد و برای دانش آموزان فضای بهتری را فراهم کند.
در ایران قدیم نیز همینگونه بوده است. کلاس درس در منزل استاد انجام میشد و استادی که به عنوان مثال پزشکی تدریس میکرد زمانی که بیماری به آن مراجعه مینمود میتوانست به صورت عملی به دانشآموزانش روش درمان و یا ساخت داروها را آموزش دهد. اما در ایران چون کلاس متعلق به دانش آموز است کمترین توجهی به آن ندارد چون اساسا علاقهای به مدرسه ندارد.
عدم توجه به نظریههای جدید و نو در حوزه آموزش
چند سالیست که یونسکو سندی تدوین کرده است و در آن هوش افراد را به اشکال مختلف طبقهبندی کرده است و دیگر صرفا با آزمون آی.کیو هوش فرد را نمیسنجد. متعاقب آن سواد را نیز دارای اشکال مختلفی برشمرده است. ما در این دسته بندی سوادهایی همچون: سواد ارتباطی، عاطفی، مالی، رسانه ای، آموزش و رایانه را میبینیم که هرکدام برای زندگی در عصر حاضر لازم و حیاتی است متعاقب آن نیز گارتنر در حدود ۳۰ سال پیش نظریه هوشهای چندگانه را مطرح کرد و گفت که تنها هوش ریاضی و تست آی.کیو تضمین کنندهی موفقیت فرد نیست. البته به این طبقه بندیها هم ایراداتی وارد است ولی چیزی که مسلم است این شیوه ی آموزش و رتبه بندی که صرفا یک وجه از زندگی فرد را در بربگیرد و به جنبهها و کاراییهای دیگر وی بی اعتنا باشد، منسوخ شده و بسیار ابتدایی است.
نبود امکانات مناسب آموزشی و خلا تجربه و آزمایش
دانشآموزان و دانشجویان فارغ التحصیل در ایران عمدتا دارای حفظیات خوبی هستند اما در عمل کاری نمیتوانند انجام دهند به عبارت دیگر تئوریهای علوم را به خوبی فراگرفته ولی در عمل به آنها ناتوان هستند که عمده این مشکلات مربوط به نبود امکانات آموزشی مناسب نظیر آزمایشگاه، کارگاه و … است. البته وجود آموزش رایگان در ایران بیتاثیر نیست، بیشتر کشورهای پیشرفته جهان که امکانات آموزشی مطلوبی به دانشآموزان ارائه میدهند معمولا شهریههای هنگفتی هنگام ثبت نام اخذ میکنند اما نباید این نکته را هم فراموش کرد که در مدارس غیرانتفاعی ایران نیز کمبود امکانات وجود دارد و حتی اگر امکانات مطلوبی هم وجود داشته باشد به علت اینکه در سرفصلهای دروس گنجانده نشده اغلب مورد بیتوجهی قرار میگیرد.
عدم آموزش کارآمد و موثر با توجه به نیازهای جامعه
در ایران هر فرد ۱۲ سال زبان انگلیسی میخواند. چقدر میتواند انگلیسی صحبت کند؟ یک دانشآموز رشتههای نظری بعد از اتمام دروس دبیرستان عملا هیچ کاری از عهدهاش بر نمیآید درحالیکه باید حداقل در یک رشته توانایی خاصی بدست آورده باشد تا در دانشگاه آن را بهبود بخشد. متاسفانه دروس آموزش داده شده در رشتههای نظری هیچ خاصیتی ندارد و مثالهایی دیگر که نشاندهندهی ناکارآمدی دروس مختلف در نظام آموزش و پرورش است.
برخی دیگر از مشکلات این بخش در ادامه آورده شده است:
- عدم توجه به پیوستاری آموزش و پرورش و آموزش عالی
- کمیگرایی در آموزش عالی
- مدرکگرایی و مدرکسازی و مدرکفروشی
- تحمیل فشار از نهادهای بیرون از وزارت
- نبودن سیاست واحد که ممکن است توسط هر وزیر جدید تغییر کند
- لزوم کلان نگری به جای خردنگری
- نبود رابطه قوی میان آموزش عالی با صنعت
- نبود رابطه آموزش عالی با جامعه
- رابطه نداشتن آموزش عالی با مهارتافزایی و محیط کار
- مشکل فرار و لزوم جذب و نگهداری مغزها
- عدم واگذاری بعضی از واحدها به مردم و بخش خصوصی
- عدم توجه به آزاد اندیشی در محیط دانشگاهها و خطی نگاه کردن به مسائل
- رقابتی نبودن دانشگاهها و فعالیت استادان در آنها
- گزینش استاد و بیسوادی بعضی از افراد گزینش شده و موفق نبودن کار جذب
- تکیه بر حافظه
- عدم توجه کافی به فناوری اطلاعات
- عدم وجود شفافیت و سیاست واحد برای ورود اطلاعات در بخشهای مختلف
- عدم توجه به مسائل اسلامیو بومی در وزارت علوم و واحدهای تابعه
- اصرار جامعه از طریق نمایندگان مجلس بر ایجاد واحدهای دانشگاهی مستقل به جای توجه به ایجاد شعبههای وابسته به دانشگاههای معتبر
- تلقی جاری و نه سرمایهای بودن بودجههای آموزش عالی از طرف دولت و مجلس
مقالات مرتبط:
تحول دیجیتال در آموزش (قسمت دوم)
صنعت ۴٫۰ (انقلاب صنعتی چهارم) چیست؟
دیدگاهها ۰
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.