رفتن به محتوای اصلی

بازآفرینی سازمان نوشتار

مکانیزم های کلیدی حکمرانی دیجیتال

برای حکمرانی دیجیتال، به نحوه به­‌كارگيري سه سازوکار اصلی فکر کنید: کمیته­‌ها، نقش‌­های رهبری و واحدهای دیجیتال مشترک. هریک از این سازوکارها، از منظر ایجاد اشتراک­‌گذاری و هماهنگی دارای نقاط قوت و ضعف خاص خود هستند. ميزان تناسب هريك از آن­ها با فرهنگ شرکت شما متفاوت است. یکی از وظايف شما به‌­عنوان مدیر، انتخاب سازوكارهايي است که سطح مناسبی از هماهنگی و اشتراک­‌گذاری را براي منابع خاصی ایجاد کنند. همچنين شما بايد هرگونه تضادهای فرهنگی كه در اثر اين سازوكارهاي جدید ایجاد می­‌شوند را مدیریت نماييد.

کمیته­‌های حکمرانی

اگر شرکت شما به سرعتِ تغییرات فناوری توجه داشته باشد، احتمالاً پيش از اين، کمیته­‌هایي را در سطح مدیران برای هدایت برخی از فعالیت­‌های دیجیتال خود راه­‌اندازي کرده‌­اید. کمیته‌­ها، روش نسبتاً ساده­‌ای برای آغاز هماهنگی هستند. اما متاسفانه، آن­ها به‌­ندرت مي­‌توانند حکمرانی کافی را ایجاد کنند، به­‌ویژه در شرکت­‌هایی که همه واحدهاي آن با چشم‌­انداز دیجیتال همراه نیستند.

کمیته­‌های راهبری رایج‌­ترین نوع از این کمیته­‌ها می­‌باشند. این گروه‌­ها، شامل تعدادي از ارشدترین مدیران شرکت هستند که به اتخاذ تصميم­‌هايي از قبيل تصویب سیاست­‌ها، اولویت‌­بندی تمایلات سازمانی برای بهبود و حذف پروژه­‌های کم ارزش مي­‌پردازند. کمیته‌­های راهبری، از طریق قدرتی که در تنظیم سیاست و تخصیص منابع دارند، می­‌توانند به شرکت کمک کنند تا یک مسیر یکپارچه را در پیش بگیرد. به‌­عنوان مثال ولوو، از یک کمیته قدرتمند برای هدایت راه‌­اندازی مدل مفهومی خودرو متصل خود برخوردار است. این کمیته فعالیت­‌های واحدهای مهندسی و تولید را هم‌راستا می­‌کند و به تدوین سیاست­‌هايي مي­‌پردازد كه نگراني نمايندگي­‌ها را از اينكه شركت در حال برقراري گفتگوی مستقیم با مشتریان است، برطرف كند.

کمیته­‌های راهبری، همچنین می­‌توانند به انجام سرمایه­‌گذاری­‌هایی بپردازند که واحدهای کسب­‌وكار به‌­تنهايي به انجام آن­ها مبادرت نخواهند كرد. يكي از اين نمونه‌­ها، سرمایه­‌گذاری یک شرکت تولیدی در یک پلت‌فرم جهانی مشتری است: به‌­گفته یکی از مدیران ارشد: “این سرمایه­‌گذاری در درجه اول بر مبنای چيزي است كه من آن را بيشتر یک مورد کسب‌­وکار هنری مي­‌نامم، تا یک مورد کسب­‌وکار علمی، و تصمیم درست نیز همین بود. ما آن را به‌­قدری بزرگ انجام دادیم تا موفق شویم، و همچنین آنقدر کوچک که احمق به نظر نرسیم.”

 بعضی از شرکت­‌ها همچنین کمیته­‌های نوآوری را برای حكمراني فناوری­‌های نوظهور تشکیل می­‌دهند. این کمیته­‌ها، خود به انجام نوآوری نمی‎پردازند، بلکه آن­ها نقش سیاست­گذاری و نظارتی را ایفا می‎کنند. کمیته­‌هاي نوآوری، چالش­‌هایی را که می‌­توانند از طریق نوآوری برطرف شوند را شناسایی می­‌کنند، به تامین مالی آزمایش­‌ها و طرح­‌های پایلوت مي­‌پردازند و چگونگی به‌­کارگیری نوآوری­‌های سودمند را بررسی می­‌کنند.

نورث وسترن موچوال، یک کمیته نوآوری را برای حفظ برتری نسبت به رقبا ایجاد کرد تا پاسخگوی تقاضاهای دائماً در حال تغییر نمایندگان مالی مستقل در اقتصاد دیجیتال شرکت باشد. با شروع استفاده از تبلت­‌ها و رسانه­‌هاي اجتماعی توسط نمایندگان، اين کمیته بررسی نمود که چگونه از این فناوری با روشي کارامد، ايمن و هم‌راستا با الزامات قانونی، بهره‌­برداری کند. هدف کمیته از این کار، پیشگیری از اقدامات نامطلوب نيست، بلکه به شرکت كمك مي‌­كند تا با استفاده از فناوری­‌ها و فرآیندهای جدید، با اطمینان خاطر به نوآوری بپردازد. به‌­گفته یکی از مدیران، “ما نمی­‌توانیم در بررسی این فناوری­‌ها کند عمل كنيم چراكه نیروهای محيطي ما آن­ها را به‌­سرعت به­‌کار می­‌گیرند. ما در حوزه قانون­‌گذاری دغدغه‌­هایی داریم که باید آن­ها را رفع کنیم، و در زمينه آموزش و تحصیل نیز با چالش­‌هایی روبه‌­رو هستیم. ما به افرادی با دیدگاه‌­های گوناگون نیازمنديم که درباره این فناوری­‌های نوظهور با یکدیگر به گفتگو بپردازند.”

کمیته نوآوری به انتخاب استانداردهای فناوری کمک می‌­کند و پيش از سرمایه‌­گذاری در قابلیت‌­هایی که در سراسر شرکت به‌­اشتراک گذاشته خواهند شد، به تدوین سیاست­‌ها می­‌پردازد. یکي از مدیران توضيح می‌­دهد: “ما در حال جذب افرادی هستیم که بگویند: «بله مشکلی نیست، ما از عهده انجام آن برمی‌­آییم.» و این، معماری فناوری اطلاعات شرکت ما است. سپس به دنبال افراد دیگری خواهیم بود که بگویند: «بسیار خوب، پس از انجام کار، چگونه از مسائل امنیتی آن محافظت کنیم؟ چگونه داده‌­ها را حفظ نماییم؟ چگونه آموزش دهيم؟ چه کارهایی قرار است در راستای کاربردپذیری انجام شود، قبل از آن‎که به صورت رسمی از آن استفاده نماییم؟» و بنابراین، از این طریق تمامی ابعاد قضیه مورد بررسی قرار می‎گیرد.”

نقش‌­هاي رهبری دیجیتال

کمیته­‌ها می­‌توانند تصمیم بگیرند، اما آن­ها نمی­‌توانند تغییرات را هدايت کنند. اين وظيفه، بر عهده رهبران است. نقش‌­هاي جدید رهبری شامل مدیران ارشد دیجیتال است که تحول دیجیتال را در سازمان یا در سطوح کسب­‌وکار هدایت می‌­کنند، و نقش­‌هاي رابط كه در رده پايين­‌تر قرار دارند.

مدیران ارشد دیجیتال وظیفه مدیر ارشد دیجیتال تغییر صدای ناهنجار دیجیتال به یک سمفونی گوش‌­نواز دیجیتال است. مدیر ارشد دیجیتال، یک چشم‌­انداز واحد دیجیتال ایجاد می­‌کند، به شرکت برای بهره­‌برداری از امکانات دیجیتال نيرو می­‌بخشد، فعالیت­‌های دیجیتال را هماهنگ می­‌کند، متناسب با عصر دیجیتال به فرایند تجدیدنظر در محصولات و فرایندها کمک می­‌کند و گاهي ابزارها یا منابع ضروري را فراهم می­‌آورد. اين رهبر، مي­‌تواند این کار را به­‌تنهایی و یا با کمک کمیته­‌ها یا واحدهای دیجیتال انجام دهد.

برخي از مدیران ارشد دیجیتال، تنها مسئولیت ایجاد یک چشم­‌انداز و هماهنگی فعالیت­‌های دیجیتال را بر عهده دارند. این وظایف در اغلب شرکت­‌ها نسبتاً قابل اجرا هستند، زیرا آن­ها تهدید کمی را متوجه مدیران مستقل می­‌کنند. ما اغلب افراد جوان­‌تری را در این نوع از نقش‌­هاي مدیران ارشد دیجیتال می­بینیم. آن­ها به ارائه پیشنهادات مي­‌پردازند و باعث ایجاد انرژی می­‌شوند، اما اغلب به­‌تنهایی از عهده هدایت تغییر برنمی‌­آیند.

با این حال بسیاری از مدیران ارشد دیجیتال، مسئولیت ایجاد هم‌­افزایی و هدايت تحول را نیز بر عهده دارند. اين وظایف می‌­توانند در شرکت­‌هایی که سابقه عدم تمركز و استقلال دارند، بسیار دشوارتر باشند. هنگامي كه این نوع از نقش مدیر ارشددیجیتال تعریف می­‌شود، سيستم دفاعي سازمان برای حمله به آن برمی­‌خیزد. رؤسای واحدهای محلی ممکن است از پذیرفتن آن امتناع کنند، چراکه آن را به‌­عنوان مداخلات غیرضروری توسط نقشي که از نظر آن­ها حتی مشروعیت هم ندارد، مي­‌بينند. به‌­همین علت است که ایفای نقش مدیر ارشد دیجیتال قدرتمند، نیازمند یک رهبر مورد احترام می­‌باشد. همچنين مستلزم برقراري ارتباطات قوی از راس شرکت است که مهر تاییدی بر اقتدار نقش مدیر ارشد دیجیتال در سازمان باشد.

فارغ از اينكه به انتصاب یک مدیر جدید در سطح مدیران ارشد تمایل داشته باشید یا خیر، به وظایف مدیر ارشددیجیتال نیاز خواهید داشت. ممکن است یک مدیر ارشددیجیتال را به­طور موقت منصوب کنید تا امور را در سازمان شما مرتب کند، و یا ممکن است برای انجام این کار، از روش‌های دیگری استفاده نمایید. اما هر رویکردی را که برگزینید، باید سطوح مناسبی از هم‌افزایی فناوری‌های دیجیتال، یکپارچه‌سازی برند، هماهنگی بین سرمایه‌گذاری‌ها، توسعه مهارت‌ها، مدیریت تامين­‌كنندگان و نوآوری را در بلندمدت به‌وجود آورید.

رابط‌‌ های دیجیتال

نقش‌های رابط رسمی، مانند قهرمانان دیجیتال که در فصل قبل به آن‌ها اشاره کردیم، قادرند تحول دیجیتال را در سطح محلی هدایت کنند. اعضای تیم شتاب‌دهنده شرکت نستله با مشارکت در واحدهای خود و به‌­اشتراک‌گذاری روش‌ها بین واحدها، به ایفای نقش غیررسمی حکمرانی می‌پردازند. اما شرکت‌های بزرگ اغلب نیازمند یک نقش رابط قدرتمندتر هستند، نقشی مانند یک مدیر ارشد دیجیتال کوچک برای هر یک از واحدها.

واحدهای دیجیتال مشترک

کمیته­‌ها به اتخاذ تصمیم می‌­پردازند و رهبران تغییر را هدایت می­‌کنند. اما پیاده‌­سازی تغییر گاهی مستلزم مجموعه متمرکزی از تخصص‌­ها و منابع است. واحدهای دیجیتال، مانند واحدهایی که توسط پی­‌اندجی، نایک و پریزا راه‌­اندازی شد، روش بسیار مؤثری برای حکمرانی و هدایت تحول دیجیتال محسوب می‌­شود.

واحدهای دیجیتال اندازه­‌ها و نقش‌­های متفاوتی دارند اما همگی از هدف مشترکی برای هدایت هم‌­افزایی در سراسر سازمان برخوردار هستند. برخی از واحدهای دیجیتال به واحدهای کسب‌­وکار در مدیریت طرح­‌های دیجیتال کمک می­‌کنند، اما سایر آن­ها، خود تمام طرح‌­های دیجیتال را برای واحدهای کسب­‌وکار هدایت می‌­نمایند. تمامی واحدهای دیجیتال مشترک، از منابعی مانند مهارت­‌ها، زیرساخت و منابع مالی برخوردارند که می­‌توانند در سراسر سازمان به‌­اشتراک گذاشته شوند.

واحدهای دیجیتال می­‌توانند آنچه را که کمیته­‌ها و رهبران نمی­‌توانند به­‌تنهایی از عهده انجام آن برآیند، انجام دهند. آن­ها می­‌توانند به ایجاد زیرساخت مشترک مانند پایگاه‌­داده­‌های یکپارچه مشتریان، پلت‌فرم بی‌­سیم سازمانی، گروه­‌های تحلیل پیشرفته و آزمایشگاه‌­های نوآوری بپردازند. یک مدیر ارشد در یک گروه جهانی بیمه تشریح کرد: “برای من قابل درک نیست که نهادهای مختلف در این گروه، خود به توسعه تمام امور دیجیتال بپردازند. چراکه این کار، مستلزم صرف زمان، هزینه و ایجاد هماهنگی است. اگر آن­ها خود این کار را انجام دهند، از تجربه­‌ای که در سراسر سازمان به‌­دست آمده است بی­‌بهره خواهند ماند.”

ایجاد مهارت­‌ها و زیرساخت دیجیتال به­‌صورت متمرکز باعث ایجاد انگیزه در واحدهای محلی می­‌شود تا خود را با استانداردهای جدید همراه کنند. به جای تمرکز بر این پرسش که “انجام دادن این کار چقدر برای ما هزینه خواهد داشت؟” به این سؤالات زیر اهمیت خواهند یافت: “چگونه می‌­توانیم از این پلت‌فرم مرکزی، بیشترین بهره را ببریم؟” و “چگونه می­‌توانیم بیشترین منافع ممکن را از این قابلیت­‌ها به‌­دست آوریم؟” به­‌عنوان مثال، واحد دیجیتال در ایجاد یک سیستم جهانی مدیریت محتوا در پریزا ضروری بود. رهبران هریک از رسانه‌­ها انگیزه­‌ای برای سرمایه‌­گذاری در این سیستم نداشتند، اما در یک تلاش سازمانی، سیستمی ارائه شد که همه رسانه­‌ها اکنون می­‌توانند از آن استفاده کنند. روزنامه­‌نگاران در هریک از رسانه‌­ها می­‌توانند از طریق سیستم جدید به ذخیره‌­سازی، پیگیری و اشتراک­‌گذاری رسانه­‌هایی مانند متن، مصاحبه­‌های صوتی و کلیپ­‌های ویدئویی با سایر رسانه­‌های پریزا در سراسر دنیا بپردازند.

برخی از واحدهای دیجیتال به ارائه تخصص‌­های دیجیتال خاص به سایر بخش­‌های سازمان می­‌پردازند. در مصاحبه‌­ای که ما با ۱۵۰ نفر از مدیران درباره تحول دیجیتال انجام دادیم، بیشترین محدودیتی که شناسایی شد، فقدان مهارت بود. در میان شرکت­‌هایی که مورد مطالعه قرار دادیم، ۷۷ درصد به بیان چالش‌­های مهارتی در حوزه­‌هایی از قبیل فناوری­‌های موبایل، تحلیل داده و رسانه‌­های اجتماعی پرداختند. این شرکت­‌ها فعالانه افراد متخصصی را در این حوزه‌­ها استخدام می‌­کنند. استفاده از این مهارت­‌ها در واحد دیجیتال، به شرکت اجازه می­‌دهد تا افراد مناسب را استخدام کند و آن­ها را در سراسر سازمان به‌­کار گیرد.

واحدهای دیجیتال در مقایسه با کمیته­‌ها و نقش‌­های رهبری كه وزن كمتري دارند، می‌­توانند قدرت و نفوذ بیشتری را به‌­کار گیرند. واحدهای دیجیتال، نیازمند مدیریت و سرمایه‌­گذاری قابل توجهی در منابع هستند.

به­‌عنوان مثال، واحد دیجیتال نایک در فعالیت­‌های دیجیتال سازمان به ایفای نقش می­‌پردازد، در طرح­‌های بازاریابی و غیره همکاری می‌کند و مهارت‌های کلیدی را ارائه می­‌دهد. این واحد از مجموعه‌ای از گروه‌های نوآوری تشکیل می­‌شود که چشم­‌انداز آینده را تصریح، فرصت‌های فناورانه جدید را شناسایی و قابلیت‌های نوین را ایجاد می­‌کند. همچنین به‌­عنوان خانه‌ای برای محصولات دیجیتال، به ارائه خدمت می‌پردازد. انجام همه این کارها در شرکتی کارآفرین و پویا مانند نایک، نیازمند یک فرمان قدرتمند از سمت بالا، به­‌کارگیری رهبران بسیار باتجربه به‌­منظور اجرای وظایف متفاوت و میلیون­‌ها دلار سرمایه‌گذاری در سال است. اما نتایجی که از این طریق حاصل می­‌شود، ارزش این سرمایه­‌گذاری را دارد.

– از کتاب «تحول دیجیتال» ترجمه دکتر مهدی شامی زنجانی و شادی ایران‌دوست

مقالات مرتبط:

انتشار اپیزود هشت: حکمرانی دیجیتال

حکمرانی دیجیتال در یک نگاه

حکمرانی دیجیتال چیست؟

استراتژی دیجیتال چیست؟

چهارچوب‌های مطرح استراتژی و حکمرانی داده

مدیر ارشد دیجیتال کیست؟

برچسب‌ها

دیدگاه‌ها ۰

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. فیلدهای ضروری با * مشخص شده‌اند.